كه برخى داراى چراغهاى متعدّدى هستند .
در پشت ماهى قزل آلاى كف دريا از سر تا دم دكمههايى است كه مانند لامپهاى كوچك نور مىدهد . ماهىهاى سياهرنگى هستند كه بر پوست آنها صدها نقطهء قرمز رنگ روشن ديده مىشود . ستارهء دريايى را از عمق 900 مترى بالا آوردند نورى سبز رنگ و تند و درخشان به صورت پنج پره از بدنش تراوش مىكرد .
آيا اين كارخانجات الكتريكى در پيكر اين ماهىها در ته دريا چگونه قرار داده شده ؟ چگونه آب دريا اين چراغها را خاموش نمىكند ؟ آيا لامپ اين چراغها از كدام شيشه ساخته شده كه فشار آب چهار صد مترى آن را نمىشكند ، آيا حجم اين كارخانجات الكتريكى چقدر است ؟ آيا مواد سوختنى آنها چيست و از كجا مىآيد ؟
آيا چه كسى آنها را به كار مىاندازد و بر كار آنها نظارت مىكند كه از كار نيفتد . آيا مادهء بى شعور مىتواند تاريكى را از روشنايى تشخيص دهد تا براى تاريكى چراغى درست كند ؟
نوزادان پستانداران
نوزادان پستانداران همانكه دمى چند از ولادتشان گذشت به جنبش درآمده مىخيزند ، و بو مىكشند ، تا خود را در آغوش مادر جاى دهند ، آنها مىكوشند پستان مادر را پيدا كرده تا با حركت لبهاى خود شير بمكند . تنها كمكى كه از طرف مادر پس از زاييدن به آنها مىشود همان ليسيدن آنهاست و گرنه هيچ گونه كمك ديگرى از طرف مادر به نوزادان نمىشود .
اين حركت كردن را در آغاز ولادت چه كسى به اين نوزادان تعليم كرده است ؟
بوى مادر را كه به آنها شناسانيده ؟ پستان مادر را كه به آنها نشان داده تا بدانند آن است كه شير مىدهد و اعضاى ديگر مادر شير ندارد ؟ حركت لب و مكيدن شير و