خود بروز دهند ، كه راهى براى رسيدن به سعادت و كمال و بهشت عنبر سرشت و به دست آوردن رضايت دوست جز اين نيست و به غير اين مسير و ذوق و شوق باطنى نسبت به معشوق حقيقى دست نمىدهد ، ذوق و شوقى كه مايهء حقيقى و سرمايهء واقعى انسان در دنيا و آخرت است .
از وجود مقدس حضرت رسالت پناه ، خاتم انبيا ، گل سرسبد موجودات ، مَجلاى اتم ، سرور امم ، نقل شده كه :
الإيمانُ كُلُّهُ ذَوْقٌ وَشَوْقٌ .
ذات ايمان همه مزه و خوشى است .
زاهدى را كه ذوق و خوشى و مستى نباشد ، او را مرده بايد دانستن اگر چه زنده نمايد ؛ زيرا جان حقيقى ندارد . عكس جان است كه بر وى زده است و او را زنده مىدارد ، چنان كه آفتاب در خانهاى تابد و خانه را روشن دارد ، جاهلان پندارند كه آن روشنى از خانه است ، ندانند كه مستعار است . » « 1 »
مقبل آن قومى كه با تو عشق دعوا كردهاند * وز دو عالم قصد آن درگاه اعلا كردهاند
روضهء مأوى نمىخواهند و نخلستان خُلد * بينوايانى كه در كوى تو مأوا كردهاند
زندگى تن چو جان را مانع است از روى تو * عاشقان زنده دل مردن تمنّا كردهاند
عاشقان از بهر جانان ترك عالم گفتهاند * زاهدان از بهر جنّت ترك دنيا كردهاند
هامش
( 1 ) - رباب نامه : 352 .