ستارگان بيشتر مىشد . نتايج ديگر نشان مىدهد كه جرم كهكشانهاى بزرگ نيز از حدّ معيّن تجاوز نمىكند ، يعنى در حدود هزار ميليارد برابر جرم خورشيد است .
راستى چه مسائل عجيبى است ، مسائلى كه عقول از درك كُنه آن عاجز است .
مسائلى كه بار عظمتش به سنگينى آسمانها و زمين است . مسائلى كه وسيلهء عشق انسان به آن يگانه محبوب است .
جز عشق كه اشرف بود از جمله كمالات * ديگر به كمالى نتوان كرد مباهات
جويم به دعا چندت و خوانم به مناجات * من ذرّه تو خورشيد ، من و وصلِ تو هيهات
ما جمله به تو قائم و تو قائم بالذات * تو شخصى و ما عكس تو ، عالم همه مرآت
از طلعت يار است ظهور همه عالم * خورشيد بود آينهء جلوهء ذرّات
بىخود همه كونين ز صهباى صفاتند * تا چيست شرابى كه بود در قدح ذات
گردد سرم آسوده ز سوداى تو حاشا * فارغ شودم دل ز تمنّاى تو هيهات
( ميرسيد على حسينى اصفهانى ، مشتاق )
نور خورشيد
« نور خورشيد با آزادى از سقف شيشه وارد گلخانه مىشود ولى تشعشع فوق قرمزى كه به وسيلهء گياهان و ديگر اجسام محتوى در گلخانه منتشر مىشود نمىتواند از سقف بيرون رود ، به همين سبب كه نور خورشيد مىتواند به آزادى