تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
مىشوند ، راحتى آن نعمت براى وارث و بار مسؤوليّت آن بر دوش اوست واو در گرو اين ثروت است . در پى آنچه وقت مردن برايش ظاهر مىشود از حسرت دست به دندان مىگزد ، و به آنچه در ايام عمرش به آن رغبت داشته بىميل مىشود و آرزو مىكند اى كاش ! آن كسى كه قبل از اين به ثروت او غبطه مىخورد و به خاطر آن به او حسد مىورزيد آن ثروت را به جاى او گرد آورده بود . آن گاه مرگ در غلبه بر بدنش چندان پيش مىرود كه ديگر گوشش مانند زبانش از كار مىايستد در حالى كه ميان خانواده‌اش مىماند كه قدرت سخن گفتن و قوت شنيدن ندارد ، ديده به چهرهء اهل و عيالش مىگرداند ، حركات زبانشان را مىبيند ولى صداى كلام آنان را نمىشنود سپس پنجهء مرگ با او گلاويز مىشود ، چشم او نيز ، مانند گوشش از كار مىافتد و روح از بدنش بيرون مىرود ، و لاشه‌اى شده بين خانواده‌اش مىافتد . . . .

حالات مرگ و حكمت آن

يكى از حكمت‌هاى بروز اين حالت‌ها ، در واقع رسيدن به سرنوشتى است كه در انتظار اوست و انسان پيوسته در حال شك و ترديد به سر مىبرد و حقيقت مطلب بر او روشن نيست . و اين واقعيّت به ويژه در انتظار كفار و مشركين است كه دين اسلام را انكار مىكنند و مرگ و قيامت را به مسخره مىگيرند ، پس لحظاتى چند بين آرزوها و افكارشان فاصله مىافتد و شبهه‌ها به يقين تبديل مىشود . اما آنان به آن يقينى مىرسند كه پوچى و بىهويتى باطل را به همراه دارد . اما گروه دوم : ارواح خبيثه و شيطانى مانند ارواح كافران و منافقان هستند كه به دوزخ دعوت مىشوند . جان كندن كافر از بلاهاى دنيايى ناگوارتر است ، چون او از هر گونه آلودگى