تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
فرشتگانْ جانشان را مىگيرند ، به آنان مىگويند : سلام بر شما ، [ اكنون ] به پاداش آنچه همواره انجام مىداديد ، به بهشت درآييد . إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ * نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ * نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ » « 1 » بىترديد كسانى كه گفتند : پروردگار ما خداست ؛ سپس [ در ميدان عمل بر اين حقيقت ] استقامت ورزيدند ، فرشتگان بر آنان نازل مىشوند [ و مىگويند : ] مترسيد و اندوهگين نباشيد و شما را به بهشتى كه وعده مىدادند ، بشارت باد . * ما در زندگى دنيا و آخرت ، ياران و دوستان شما هستيم ، آنچه دلتان بخواهد ، در بهشت براى شما فراهم است ، و در آن هر چه را بخواهيد ، براى شما موجود است . * رزق آماده‌اى از سوى آمرزندهء مهربان است .
از پاى تا سر چشم شو حسن و جمالش را نگر * ور ره نيابى سوى او بنشين جمالش را نگر در بزمش ار بارت دهد از چشم مستش باده كش * زان باده چون دل خوش شوى غنج « 2 » و دِلالش را نگر گيسوى عنبر بوى او وان زلف تو بر توى او * وان نرگس جادوى او آن خط و خالش را نگر افسونگرىها را ببين وان جادوئيها را ببين * صد فتنه آرد يك نظر چشم غزالش را نگر
هامش
( 1 ) - فصّلت ( 41 ) : 30 - 32 . ( 2 ) غنج : ناز و كرشمه .