1 - رغبت به حق
رغبت به حق ، يا به تعبير روشنتر ، شوق به يار و عشق به معشوق و حبّ به محبوب از آنِ كسانى است كه او را شناخته باشند . و هر چه شناخت و معرفت بيشتر باشد عشق آتشينتر ، شعلهء شوق تيزتر و درجات محبّت بيشتر است .
عشق و رغبت انبيا و ائمّه و اوليا به آن جناب فوق تصوّر انس و جنّ است ، چرا كه انبيا و ائمّه و اولياى الهى حضرت او را به او شناختند ، و اين شناخت و معرفت باعث شد كه هستى آنان در عشق محبوبشان فنا شود .
سرمايهء واقعى انسان همين عشق و رغبت به حق است . عشق پر و بال پرقوّتى است كه انسان مىتواند با آن به هدف اعلا و مقصد اسنى برسد و بلكه مىتوان گفت : انسان در اين عرصهء هستى جز عشق چيزى ندارد .
كَيْفَ يُنْكَرُ الْعِشْقُ و ما فِى الْوُجُودِ إلّاهُوَ ، وَلَولاهُ ما ظَهَرَ ما ظَهَر و ما ظَهَرَ فَمِنَ الْحُبِّ ظَهَرَ وَبِالْحُبِّ ظَهَرَ وَالْحُبُّ سارٍ فيهِ ، بَلْ هُوَ الْحُبُّ كُلُّهُ .
به هيچ عنوان نمىتوان به انكار عشق برخاست ، كه در دار هستى جز عشق وجود ندارد ، اگر عشق نبود چيزى لباس هستى نمىپوشيد ، آنچه تجلّى كرده از عشق است و به عشق است ، عشق در او سارى است ، بلكه تمامش عشق است .
امام على عليه السلام فرمود :
عَرَفْتُ اللّهَ بِاللّهِ وَعَرَفْتُ ما دُونَ اللّهِ بِنُورِ اللّهِ . « 1 »
خدا را به خدا شناختم ، و ما سواى او را به كمك نور او معرفت پيدا كردم .
در سخن ديگر است :
هامش
( 1 ) - حلية الاولياء : 10 / 33 .