و مقدمهء آن طهارت .
2 - طهارت هر يك از اعضا از معاصى . مثلًا نجاست چشم نظر بر نامحرم است ، و نجاست دست آزار مردم به هر شكل و صورتى ، و نجاست گوش غيبت شنيدن ، و نجاست زبان دروغ و فحش و استهزا و باطل گويى و تهمت است .
3 - طهارت باطن است از صفات ذميمه . چه ، هر يك از صفات ناپسند كه در باطن انسان است نجاستى است كه باعث حجاب سالك است از وصول به قرب حق .
4 - طهارت سِرّ است از غير حق .
قَلْبُ المُؤمِنِ حَرَمُ اللَّهِ وَحَرامٌ عَلى حَرَمِ اللَّهِ انْ يَلِجَ فيهِ غَيْرُ اللَّهِ . « 1 »
دل مؤمن حرم خداست ، رفت و آمد غير در حرم خدا حرام است .
يا داوُدُ ! بَشِّرِ المُذْنِبِينَ بِأنّى غَفُورٌ ، وَأنْذِرِ الصِّدِّيقيِنَ بأنّى غَيُورٌ . « 2 »
اى داود ! گناهكاران رابه مغفرت و آمرزش من بشارت بده ، و اهل صدق و صفا را از غيرت من بترسان .
و اين همه فيض كه بر شمردهاند و مخصوص انسان است جز در سايهء نبّوت انبيا و پيروى از آن مردان الهى به دست نمىآيد .
آدمى گنجينهء سرّ حق است * گر چه در بحر هوس مستغرق است
گنج كونَيْن است ذات آدمى * هست بى پايان صفات آدمى
گر وجود خويش بشناسد تمام * در شناسايىّ حق يابد نظام
نفس انسانى است مرآت جمال * روح انسانى است مرآت كمال
گر بود مرآت صاف و پر ضيا * عكس گيرد از جمال كبريا
هامش
( 1 ) - بحر المعارف : 290 ؛ الخصائص الفاطمية : 2 / 210 ، با كمى اختلاف .
( 2 ) - بحر المعارف : 290 ؛ بحار الأنوار : 69 / 321 ، باب 117 ، با كمى اختلاف .