خداوندِ صاحب عرش را براى روز احتياجشان ذخيره نمودهاند ، در آن هنگام كه خلق از خدا منقطع و به مخلوقات متوجّهاند فرشتگان فقط خدا را مورد توجّه و گرايش قرار مىدهند . براى عبادت حق پايانى تعيين نمىكنند . علاقهء شديد آن فرشتگان براى التزام اطاعت خداوندى آنان را ارجاع نمىكند مگر به موادّى در دلهاى آنان كه از رجا و خوف خداوندى گسيخته نمىشوند ، عوامل بيم آميخته با اشتياق از آنان قطع نمىشود تا در تلاش و كوشش سست شوند ، و حرص و آزهاى دنيوى آنان را به اسارت نكشيده است تا كوششهاى منتج منافع دنيوى را بر كوشش و جديت برابديّت مقدّم بدارند .
آنان اعمال گذشتهء خود را بزرگ نمىشمارند و اگر اعمالشان را بزرگ بشمارند اميد آنان ، بيم و هراسشان را از بين مىبرد .
غلبه و اغواى شيطانى موجب اختلاف دربارهء پروردگارشان نمىگردد ، جدايى هاى ناروا آنان را از يكديگر متفرّق ننموده و سنگينى و خيانت و حسد بر آنان پيروز نگشته است .
عوامل دگرگون كنندهء شك و پندار آنان را تقسيم به گروهها نكرده و پستى همّتها آنان را از يكديگر جدا نساخته است . فرشتگان وابستگان ايمانند ، نه لغزشى آنان را از طناب ايمان بريده است و نه انحراف و مسامحه و سستى .
در طبقات آسمان به اندارهء محل پوستى نيست مگر اين كه فرشتهاى بر آن در حال سجده است ، يا فرشتهاى در حال سير و حركت براى انجام دستور حق ؛ آن فرشتگان با امتداد طولانى اطاعت پروردگارشان بر علم خود مىافزايند و به عزّت و عظمت خداوندى در قلوب آنان افزوده مىشود . » « 1 »
هامش
( 1 ) - ترجمه و تفسير نهج البلاغه : 16 / 50 - 52 .