عبادت ، سستىها در وجود آنان راه نيافته است و از اشتياقهاى آن فرشتگان چيزى نكاسته است تا از اميد پروردگارشان روى گردان شوند . » « 1 »
به هر جا راه گم كردم بر آوردم زكويت سر * به هر دلبر كه دادم دل تو بودى حسن آن دلبر
به هر سو چشم بگشادم جمالت جلوه گرديدم * به هر بستر كه بغنودم خيالت يافتم در بر
به هر جائى كه بنشستم تو بودى همنشين من * نظر هر جا كه افكندم تو را ديدم در آن منظر
به هر كارى كه دل بستم تو بودى مقصد و مطلب * به هر يارى كه پيوستم تو بودى همدم و ياور
گر آهنگ حَضَر كردم تو بودى منزل و مأوا * و گر عزم سفر كردم تو بودى هادى و رهبر
( فيض كاشانى )
« طول مناجات با پروردگارشان اطراف زبانهاى آنان را نخشكانيده و اشتغالات ديگرى آنان را مملوك خود نساخته است كه صداهاى بلند آنان را زمزمههاى خفيف تضرّع قطع نمايد ، و شانههاى آنان در صفوف عبادت مختلف نگشته است ، و گردنهاى خود را براى به دست آوردن آسايش از روى تقصير در انجام دستور خداوندى خم نكردهاند . كندى غفلتها بر قاطعيّت كوشش و تلاش آنان نفوذى ندارد و عوامل فريبندهء شهوات دست به سوى همّتهاى آنان نمىيازند . » « 2 »
هامش
( 1 ) - ترجمه و تفسير نهج البلاغه : 16 / 42 - 47 ، در ذيل خطبهء 91 .
( 2 ) - اسناد اعضايى بر فرشتگان شبيه به اعضاى آدميان مجازى است و در حقيقت براى تقريب واقعيّتهاى معنوى به ذهن محدود ما انسانهاست .