پس معرفت نسبت به نعمت ؛ به كارگيرى درست نعمت است .
و توجّه به ارادهء نعمت دهنده ؛ مهمترين عامل شكرگزارى خواهد بود . همان گونه كه نداشتن آگاهى نسبت به نعمت و دهندهء آن زمينهء بهرهگيرى ناصحيح از نعمتها و دورى از بندگى حقيقى را فراهم مىآورد .
اعضاى جسمى انسان مانند چشم و گوش و زبان ؛ همه استعدادهاى جا داده شده در وجود آدمى ، از نعمتهاى هدفدار بوده است . و اين نعمتها در حقيقت ورودىهاى دل و جان هستند كه بايد مراقب بود كه هر بانگ و رنگى به عرصهء دل راه نيابد . چنين مراقبتى سپاسگزارى اين نعمتهاست .
با اين همه لطف و مهر خداوندى چگونه مىتوانيم او را شكرگزارى كنيم و حق شكر نعمتهايش را بجا آوريم .
شاعر شيرين سخن شيراز مىسرايد :
از دست و زبان كه برآيد * كز عهده شكرش به در آيد
بنده همان به كه ز تقصير خويش * عذر به درگاه خداى آورد
ورنه سزاوار خداونديش * كس نتواند كه به جاى آورد
( سعدى شيرازى )
آيا نبايد اعتراف كنيم كه هرگز نمىتوانيم نعمتهايش را پاس بداريم ؟
حضرت سجاد عليه السلام در مناجات شاكرين عرضه مىكند :
فكَيْفَ لِى بِتَحْصِيلِ الشُّكْرِ وَشُكْرِى إيّاكَ يَفْتَقِرُ الى شُكْرٍ . « 1 »
سپاسگزارى تو چگونه براى من امكانپذير است در حالى كه سپاسم نسبت به تو ، خود نيازمند سپاسى ديگر است .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 91 / 146 ، باب 32 ؛ شرح احقاق الحق : 1 / 467 .