بسيارى از آنچه عطايش به وسيلهء دعا مقرر شده خواهد رسيد و اگر در اين امر مهم كاهلى يا تكبّر نمايد به چاه محروميّت درافتد و از عنايت و الطاف دوست ممنوع گردد .
عجيب اين است كه خود اين ايراد كنندگان ، تمام صحنهء هستى را ميدان اسباب و وسائط و علل و روابط مىدانند و از اين نكتهء مهم در باب دعا غافلند كه دعا براى رساندن انسان به منظور و مطلوب از نيرومندترين وسايل و اسباب و از قوىترين علل و وسائط است و كجاى اين حقيقت با قضا و قدر و امور الهيّه و نقشهها و تدابير حضرت حقّ منافات دارد ؟
دعا در حقيقت ، عين قضا و قدر و متّحد با نقشه و تدبير حق و اصلى متقن و حقيقتى الهى و واقعيّتى ربّانى است و در چهارچوب هستى همراه با نتايج و ثمراتش همچون علّت و معلول و شرط و مشروط است ، به اين معنى كه گويى از جانب حقّ به عبد گفته شده : آنچه از برنامههاى مادّى و معنوى در حدود مصلحتت بخواهى ، در خزانهء من براى تو موجود است ، ولى آنها را بايد به وسيله و واسطهء دعا به دست آورى .
دعاى بندهء واقعى
در معارف اسلامى آمده است :
خداوند مهربان دعا و مناجات و صدا و نالهء عبد را دوست دارد ، دعا كننده چون پيشانى مذلّت به پيشگاه عزّت سايد و زمانى كه گهر اشك بر دامان چهره بارد ، ابر رحمت به حركت آيد و ابواب خزانهء غيب با نيروى كليد دعا گشاده گردد و آنچه مطلوب و مقصود گداى درگاه است دير يا زود عنايت شود .
آنهايى كه تصوّر مىكنند ، آرامش روحى و سكون قلبى و علاج مشكلات متّكى به تجهيزات مادى است ، اشتباه مىكنند ؛ زيرا تجربهء چندين هزار سالهء تاريخ نشان