يعنى با سلاح ايمان و تقوا و مخصوصاً توسّل ، به جنگ طبيعت مىرفتند و در نتيجه راضى بودند و به هيچ وجه گرفتار عقدههاى روانى نمىشدند .
درست عكس امروز كه از صبح تا شام با خود نقشه مىكشند و برنامه مىريزند و در اجراى آن دچار ترديد و ناكامى مىشوند و روحشان آزرده مىگردد .
اين همه ناراحتىهاى جسمى و بيمارىهاى پسيكوسوماتيك مثل زخمهاى معده و اثنا عشر و كوليتهاى مزمن ، فشار خون ، اوره و قند و انفاركتوسهاى قلبى و . . . همه و همه به علّت پيدايش عقدههاى مخصوص روانى در بدن آدمى است كه از بى ايمانى به وجود آمده است ، ورنه آن كس كه در حقيقت خدا را مىشناسد و به آن حضرت ايمان دارد و مىداند رنج و راحت همه از جانب اوست ، در مقابل شدايد خم به ابرو نمىآورد و خود را نمىبازد ، زياد ضجّه و ناله نمىكند و احساسات افراطى به خرج نمىدهد و به قول قرآن ، حالش اين است كه آيه از او خواسته :
لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ » « 1 »
تا [ با يقين به اين كه هر گزند و آسيبى و هر عطا و منعى فقط به ارادهء خداست و شما را در آن اختيارى نيست ] بر آنچه از دست شما رفت ، تأسف نخوريد و بر آنچه به شما عطا كرده است ، شادمان و دلخوش نشويد .
حقيقةً چنين است ، اگر انسان مضمون اين آيه را به خوبى بداند و عمل كند آن وقت كه در پشت ميز رياست است ، زمانى كه دستش از مال دنيا پر است ، وقتى كه در قلّهء قدرت جوانى است فخر نمىفروشد و آزار نمىرساند و وقتى هم از همهء آن مشاغل دستش بريد آن قدر كج خلق و مضطرب نمىگردد كه به فرسودگى روانى مبتلا شود .
هامش
( 1 ) - حديد ( 57 ) : 23 .