1 - تعليم عرفان نفس به بندگان
آرى ، براى شناخت حضرت او راهى جز همان راهى كه از طريق تفكّر در خلقت موجودات ونبوّت انبيا و وحى كه تمام محصولش در قرآن و كلام ائمّهء طاهرين عليهم السلام ارائه شده وجود ندارد .
با تفكّر تنها فقط مىتوان به اين معنى رسيد كه آفرينش داراى آفريننده است ، امّا اسماى حُسنى و صفات عُلياى او چيست و از خلقت چه منظورى داشته و از انسان چه تكليفى مىخواهد ، براى انسان روشن نمىشود . براى رسيدن به اين حقايق عالى بايد متوسّل به قرآن مجيد و فرمايشهاى انبيا وائمّهء طاهرين عليهم السلام شد و اين است معناى عرفان نفس حقّ به حقّ و ترجمهء راه شناخت او به وسيلهء او و به تعبير اسوهء عارفان و امام عاشقان وجود مقدّس حضرت سجّاد عليه السلام :
بِكَ عَرَفْتُكَ . « 1 »
الهام اوّليّه و ابتدائيّهء حضرت او به نفس جهت حركت به سوى حقايق و معارف ، نفس را آمادهء يادگيرى و توجّه به حقيقت از طريق ابزارى كه چون عقل و چشم و گوش و قلب در اختيار دارد مىنمايد و اين همان است كه در قرآن مجيد آمده :
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا » « 2 »
و به نفس و آن كه آن را درست و نيكو نمود ، * پس بزهكارى و پرهيزكارىاش را به او الهام كرد .
تكميل نفوس و تزكيهء ارواح
نفس ، مبدأ حركتش از اين الهام است كه فقط و فقط و به طور خالص عنايت حضرت او جهت شناساندن خود به عبد است و منتهاى حركتش مقام قرب و وصل
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 95 / 82 ، باب 6 ، حديث 2 ؛ المصباح ، كفعمى : 588 ؛ البلد الأمين : 205 .
( 2 ) - شمس ( 91 ) : 7 - 8 .