تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
مىكنيد ؟ برويد اى مستكبران ! ايشان فرمودند : اين مردگان شيوخى بودند از عرب كه در دنيا مستكبرانه زندگى مىنمودند و قبورشان دراطراف همان قبرى بود كه من بر روى آن نشسته بودم . « 1 » پيامبر عزيز اسلام صلى الله عليه و آله فرمود : دو ملك اسود رو و ازرق چشم در قبر بر بالين ميّت حاضر مىشوند ، به يكى گفته مىشود منكَر و ديگرى نكير ، به صاحب قبر مىگويند : دربارهء رسول خدا چه نظرى دارى ؟ اگر ميّت مؤمن باشد مىگويد : پيامبر عبد خدا و رسول اوست ، من به وحدانيّت خدا و رسالت پيامبر شهادت مىدهم . دو ملك مىگويند : مىدانستيم جواب تو همين است . سپس برزخ او را هفتاد ذرع در هفتاد ذرع وسعت مىدهند و آن محل را چون روز روشن به نور حقّ مىنمايند ، سپس به او مىگويند : بخواب ، خواب راحت . مىگويند : بگذاريد بروم و به اهلم ، وضع خود را خبر دهم ، مىگويند : نه ، بخواب ، همانند خواب عروس كه بيدار نشود مگر به واسطهء عزيزترين فردش . مىخوابد تا خداوند او را وارد قيامت كند . امّا اگر ميّت اهل نفاق باشد و با دين و ايمان سروكارش نبوده ، وقتى دربارهء پيامبر مىپرسند مىگويد : نمىدانم ، چيزهايى از مردم شنيدم و همان شنيده‌ها را مىگفتم . مىگويند : جوابت را مىدانستيم . سپس به خانهء برزخى مىگويند : بر او تنگ شو ، چنان تنگ مىشود كه جانبى به جانب ديگر نزديك مىگردد ؛ به طور دائمى به آن عذاب برزخى دچار است تا وارد محشر شود ! « 2 »
هامش
( 1 ) - معاد شناسى : 1 / 142 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 6 / 276 ، باب 8 ؛ المحجة البيضاء : 8 / 309 .