ز خواب ناز نظر وا نمىكند نرگس * زبان سبزهء نو رسته در فسانهء كيست
مى صبوح كه در جام صبح ريخته است * سياه مستى شب از مى شبانهء كيست
بهار ، نسخهاى از پنجهء نگارين است * خزان ميوهء ده رنگ عاشقانهء كيست
نظر به خوشهء پروين سيه نمىسازد * دل رميدهء مادر هواى دانهء كيست
ز عشق نيست اثر در جهان نمىدانم * كه اين هماى سعادت در آشيانهء كيست
چگونه مست نگردد جهان ز گفتارش * حريم سينهء صائب شرابخانهء كيست
( صائب تبريزى )
[
كيمياگرى حيات
] « حيات ، تنها انسان را مسلّط بر انواع صداها ساخته و او را به استادى در جمع آورى الحان و ارتعاشات صدا برگزيده و در عين حال لوازم و مصالح كافى نيز در دسترس او نهاده است تا از اين اصوات به صورتى خوش استفاده كند .
حيات ، مهندسى ز بر دست است كه طرح پاى ملخ و مگس و عضلات ماهيچه و مفاصل و دستگاه خودكار قلب و سلسلهء الكتريكى اعصاب كلّيّهء جانوران و همچنين اعضاى دستگاه عجيب دَوَران دَم همهء موجودات زنده را او كشيده است .
سوسن صحرا را همين مهندس چيرهدست طرح ريخته و تخم آن را به دست باد صبا به اطراف مىافشاند ، گلها را هم او رسم مىكند و گرد تناسلى آنها را به وسيلهء حشرات از بوتهاى به بوتهء ديگر مىرساند و آنها را بارور مىكند .
حيات ، كيمياگرى افسونكار است كه به ميوهها طعم و به ادويه بو و به گلها عطر مىبخشد ! !
حيات موادّ جديدى تدارك مىكند كه طبيعت از تهيّهء آنها براى موازنهء افعال خود و براى جلوگيرى از تهاجم مادّهء حيات عاجز مانده بوده است .
حيات ، به پروانهها و كرمهاى شب تاب تشعشع و نورى عطا مىكند كه در عشق