تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧

امّا پس از آنكه برخى از خيانتكاران در قبال دريافت پول ، دشمن را به گذرگاههاى دريايى اشموم راهنمايى كردند ، دشمن توانست از آن بگذرد و نيروى سواره نظام صليبى ها بدون اينكه هنگام عبور كوچكترين مقاومتى در برابر خود ببينند ، از آنجا گذشتند به گونه‌اى كه تنها زمانى مسلمانها مطّلع شدند كه فرنگيان در اردوگاه و در جمع آنان بودند ، اضطراب و وحشت وترس بر سربازان سايه افكند ، امير فخرالدّين يوسف فرمانده لشكر از حمّام بيرون آمد و بدون آنكه زره برتن كند سوار براسب شد وسعى كرد همراه با بعضى از بردگان خويش سربازان را كه از حملهء دشمن درحال پيشروى فرار كرده بودند جمع آورى كند . ولى شمشيرها از هرطرف او رادربر گرفت و پس از آنكه از اطراف او پراكنده شدند ، به قتل رسيده وبرزمين نقش بست وصليبى ها به فرماندهى روبرت دارتو ، به يكى از دروازه‌هاى منطقهء منصوره رخنه كرده و به پيشروى خود در بخشهاى پراكنده‌اى به داخل شهر ادامه دادند وازچپ و راست مصريان را از دم تيغ گذراندند تاجايى كه طلايهء نيروهاى آنان به درهاى كاخ فرمانروايى رسيد . « 1 » درحالى كه همه دراين گيرودار بودند ، گروه بردگان دريايى صالحيّه « 2 » ، در بيرون شهر به گردآورى نيروهاى خود پرداختند وآنگاه بطور هماهنگ به رهبرى امير بيبرس بند قدارى

هامش
( 1 ) - مقريزى السلوك ، ج 1 ، ق 2 ، ص 349 و احمد مختارعبادى ، قيام الدولة المماليك الأولى فى مصر والشام ، ص 106 .
( 2 ) - سلطان صالح ايّوب ، بردگان ترك كم سن و سال فراوانى راخريدارى كرد و به تربيت نظامى اسلامى آنها ، توجّه نمود ، سپس قلعه‌اى رادر جزيرهء روضه براى آنان بناكرد و آنها رادرآنجا اسكان داد ، همچنانكه آنجا را پايگاهى براى سلطنت خود نيز انتخاب كرد ، اين بردگان به نام بردگان دريايى صالحيه معروف بودند ، از ديدگاه برخى از مورخان مانند مقريزى وابن تعزى بردى ، نامگذارى آنها به دريايى ، نسبت به درياى نيل است كه به سرباز خانه‌هاى آنها در جزيرهء روضه احاطه داشته است . امّا برخى از مورخان معاصر ، مانند ابن و اصل وابوشامه ، اشاره‌اى به درياى نيل به عنوان ريشه‌اى براى لفظ دريايى نكرده اند . به علاوه درآنجا گروهى متعدد اسلامى وجود داشتند كه به دريايى نامبردار بوده و دور از از جزيرهء روضه يا نيل بودند ، مانند گروه غز دريايى در عصر فاطميان ، گروه دريايى عادليه كه عادل ، جدّ صالح ايّوب آن راتشكيل داده بود وبردگان دريايى در دوران دولت رسولى در يمن ، اين معنا دلالت دارد كه لفظ دريايى ، پيش از دوران صلح ايّوب و در سرزمينهاى دور از درياى نيل ، استعمال شده‌است . به گمان قوى علّت نامگذارى آنها به دريايى اين بودكه آنها از آن سوى دريا آمده بودند ، اين توجيه راجوانفيل ، مورخ فرانسوى دركتا بش درباره پادشاه لويى نهم آورده است . معروف است كه جوانفيل در مصر به اسارت درآمد وبابردگان آميخت وباآنان به گفتگو نشست اين ديدگاه ازاين نظر مورد تأييد است كه بردگان دريايى از بازارهاى برده فروشى از سرزمين قفقاز در شمال درياى سياه ، آورده مىشدند و از آن دريا و سپس از درياى مديترانه و پس از آن از درياى نيل مىگذشتند ، گويى آنها در اين حال از آن سوى درياها آمده‌اند .