به فرنگيان يورش بردند كه پيروزى صليبىها به شكست تبديل شد ، بردگان همه نيروهاى دشمن را به هلاكت رساندند وفرمانده آنان ، كونت دى ارتو ، نيز به سزاى تركتازى و بى پروايى خود رسيد .
اندكى پس از آن ، پادشاه فرانسه وارد معركه شد ، وى توانست براى عبور نيروهاى پيادهء خود پلى بر روى درياى اشموم ايجاد كند ، امّا روحيّه معنوى جديدى كه در درگيرى منصوره در ( 8 فوريه 1250 م ) در صفوف مسلمانها بوجود آمده بود برخبر پيروزى موقّتى كه فرانسويان آن رابه دست آورده بودند ، غالب آمد .
درروز بعد ، امير فارس الدّين اقطاى فرمانده لشكر ، شوراى جنگى تشكيل داد و در آن جلسه ، رداى كونت ارتو ، رابه مسلمانهانشان داد وگفت اين پوشش خود پادشاه است وملت بدون فرمانروا مانند بدن بدون سر است كه از ناحيهء آن احساس خطر نمىشود و كسى نمىترسد ، بنابراين اگر موافق باشيد روز جمعه به فرانسويها يورش مىبريم .
ازاين عبارت روشن مىشود كه مسلمانها وقتى نشانه پادشاه فرانسه را كه عبارت از گل زنبق
siL ed rueLf
بود ، بر رداء ديدند ، امر برآنان مشتبه شد وتصور كردند كه اين رداى خود سلطان است وآنكس كه كشته شده خود لويى نهم است .
اقطاى ، درصبحدم روز جمعه ( 11 فوريه 1250 م ) دستور داد چهار هزارتن از مردان وى دست به پيشروى زده واردوگاه فرنگيان رااحاطه كنند .
اين گروه ، غير از آن گروههاى ذخيرهاى بودند كه ازنزديك براى مقابله باموارد اضطرارى ، درحال آماده باش به سر مىبردند .
اقطاى پس از آنكه سپاهيان خود را منظّم كرد به تنهايى سوار براسب شد تاصفوف صليبى ها ومراكز قدرت و ضعف آنها راارزيابى ونيروهاى خود رابر اساس آن وارد عمل كند ، اين كار وقت اقطاى را تا ظهر اشغال كرد ، سپس دستور به نواختن شيپورهاى جنگ داد و از آنجا نيروهاى سواره نظام وپياده ازتمام نقاط به صورتى نردبانى
noLehcene
حمله خود راآغاز كردند و به قول جوانفيل ، انگار شطرنج بازى مىكردند .
مماليك درحملههاى خود ، آتش يونانى رابه كار مىبردند ، امّا لويى پادشاه ، پس از آنكه زيانهاى سنگين رامتحمّل شد ، توانست مقاومت كند و دوباره خط درگيرى راآنطور كه بود ، بازسازى كند وبدين ترتيب درگيرى دوم منصوره پايان يافت وصليبيان دريافتند كه نمى