تحليل مىكند كه امير فخرالدّين ، خبر فرود آمدن فرنگيان رادرساحل ، سه بار در حمام « زاجل » به اطّلاع سلطان رساند امّا پاسخى نداد ، او تصوّر كرد كه سلطان فوت كرده است ازاين رو به سرعت آماده حركت شد . « 1 » اگر ازعبارت چنين استنباط كنيم كه امير فخرالدّين پس از درگذشت سلطان ، بى درنگ طمع فرمانروايى مصر رابراى خويش داشت ، واقعيّت مهمّى نزد ماروشن مىشود و آن اينكه عقبنشينى اين فرمانده پس از آنكه ازمرگ سلطان اطّلاع يافته است راهى براى به ثمر رسيدن مقاصد او مىتواند باشد . « 2 » به هر حال سلطان در برابر اين حوادث و پيش آمدها ناگزير شد به اردوگاه خود درشهر منصوره بازگردد وى دركاخ فرمانروايى درساحل نيل فرود آمد وكشتيهاى جنگى در مقابل شهر به مراقبت پرداختند ، چنان كه جمعيّتى از اعراب وسربازان داوطلب به اين پايگاه جديد روى آوردند ، واوضاع مدّت شش ماه از ژانويه تا نوامبر سال 1249 ميلادى بدين منوال سپرى شد ولوئى نهم در دمياط به انتظار آمدن برادر سوّم خود كونت دى بواتييه به سر مىبرد . هنگامى كه اين برادر رسيد ، پادشاه براى ارزيابى بهترين راه حمله ، جلسه مشورتى تشكيل داد ، برخى از مشاورين رفتن به اسكندريه راپيشنهاد كردند چرا كه بندرى جالب بوده وكشتيها به آنجا روى مىآوردند و تأمين آذوقه درآن به آسانى « 3 » صورت مىگفت امّا كونت دى ارتو ، بااين رأى مخالفت كرد و روى آوردن به قاهره ، پايتخت راضرورى دانست : « كسى كه قصد كشتن افعى بزرگى را دارد نخست بايد سر او رامتلاشى كند » ولويى نهم بانظر برادرش موافقت كرد . « 4 » دربحبوبهاى كه پيشنهاد پيشروى به سمت قاهره تثبيت شد ، سلطان صالح ايّوب درگذشت وهمسرش « شجرالدّر » « 5 » به جهت بيم از ايجاد فتنه وآشوب بين صفوف مسلمانه ،
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 45
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص٤٥
هامش
( 1 ) - به) 94 - 84 . p snavE yb . rt siuoL . ts fo tsiH . ellivnioJ (نگاه كنيد .
( 2 ) - به ( احمد مختار عبادى ، قيام دولة المماليك الاولى فى مصر والشام ، ص 103 ) و همچنين ابن و اصل ، مفرّج الكروب ، ورق 364 ومقريزى ، السلوك ، ج 1 ، ق 2 ، ص 345 .
( 3 ) - از راه دريا طبيعى است ، زيرا معقول نيست كه فرماندهان فرانسوى با عبور ازعرض دلتا و از خلال رود نيل وشاخههاى آن ، قصد رسيدن به اسكندريه را داشته باشند .
( 4 ) -. 45 . p . tic . po : eLLiYnioJ
( 5 ) - منابع معاصر وشبه معاصر اين اسم راهمانگونه كه مادر متن آوردهايم بيان كردهاند امّا منابع متأخر آن را بهصورت شجرة الدرذكر كردهاند ، بديهى است كه نامگذارى معاصران وشبه معاصران صحيحتر است .