درياى بزرگ رابرآن اطلاق نموده بودهاند . دولتهايى كه روى كار مىآمدند درطول قرنها ، به تبعيّت از بالا وپايين آمدن آب نيل وغلّهها ومحصولاتى كه از ريف « 1 » آن به دست مىآمد ، پيوسته متّكى براين رودخانه بودند . وآنگاه كه مجراى رود نيل براى كشتيرانى مناسب گشت ، به عنوان راه اصلى ، جهت حمل و نقل كالا ومحصولات وجابجايى مسافران درداخل خود كشور ويابه بنادرى مانند اسكندريه ، دمياط ، رشيد وفرما تلقى مىشد ، « 2 » و در زمان طغيان ، هنگامى كه رود نيل زمينى را در بر مىگرفت ، نقل وانتقال بين روستاها جز از طريق قايقها وشناورهاى سبك ، ميسر نبود . بدين ترتيب ارتباط بين ساحل نيل - چنان كه امروزه نيز چنين است يا به وسيلهء كشتيهاى ويژهاى است كه ميان دوساحل درحركت است و يا از راه پلها كه درآن زمان جز كشتيهاى چسبيده به يكديگر نبودند ، اين كشتيها داراى پوششى از تختههاى چوبين بودند كه مردم باوسايل واحشام خود از روى آنهاعبور مىكردند .
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 13
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص١٣
يكى از دشواريهاى اصلى كه حكومت مصر در طول قرنها باآن روبرو بود مشكلدستيابى به مواد اوليهء مورد نياز كشتيها مانند چوب ، آهن ، كتان ، شمش مس وقير . . . بود ، بديهى است مهمترين آن مواد به تناسب موقعيّت ، چوب بود .
مصريان قديم به كاشت انواع درختهايى كه از قلب آفريقا و هند ، مانند درخت اقاقيا
aicaca
، گز
ksiramaT
آزاد درخت
skebeL
، چنارفرنگى
eromacyS ,
و سدر
kbaN ,
آورده ميشد ، عنايت خاصى داشتند .
جهانگرد يونانى ، استرابون كه درقرن اول قبل از ميلاد ، از مصرديدن كرده است به
هامش
( 1 ) - منظور از ريف درمصر ، زمين هاى داخلى هم مرز رود ينل است ، درحالى كه اين اسم درمغرب وآندلس براراضى هم مرز يادريا واقيانوس اطلاق مىشود ومىگويند ريف دريا وارياف عدوه وآندلس ، اين نام سپس براى كوههايى كه به موازات درياى مديترانه درشمال مغرب دور قرار دارد ، عَلَم شده است ، اين كوههاى ريفى هستند كه سردار ريف ، عبدالكريم خطابى بدانجا نسبت دارد .
( 2 ) - محمد حمدى مناوى ، نهرالنيل ، فى المكتبة العربية ، ص 9 .