2 - مظاهر توجّه فاطميان مصر به ناوگانهاى جنگى
سوگند به كشتىهاى روانى كه شبانه راه مىپيمايد و نيرو و توشه در پى آنهاست گنبدهايى كه كوهان گاو است ولى شيرانى برآن سوارند . خوشا آن گردانهاى نشان دار و سپاهيانى كه آن را مىرانند . كشور روم تنها از حركت اين ناوگان بيمناك است ، و از آنكه پرچمهاو درفشهاى خود را بر افرازد . ابرتيره انبوهى بر فراز آن در حركت است كه با برق و تُنْدَر مىغرّد در درياى تيره و ژرف چنان مىخرامد كه گويا نيروى تصميم يا دست بخشندهء توست ستونها و دكلهاى آن ، چنان برافراشته است كه چون ساختمانى است كه در جايى جز بيابان به پا شده باشد . هر گاه از روى خشم خروشى برآورد ، آتشى چون آتش دوزخ ازخود بيرون مىافكند . نفس هاى گرم اين كشتيها چون صاعقه و دهانهاى توفنده آنها چون آهن است . « 1 » و پس از آنكه معز خليفه فاطمى در قاهره ، پايتخت جديد خود مستقر شد به چند