و پس از سفيان در سال 49 هجرى « فضالةبن عبيد انصارى » را از راه خشكى به نبرد قسطنطنيه اعزام داشت وجهت تقويت وپشتيبانى اين عمليّات ، فرزندش يزيد را باسپاهى از مسلمانان بدان سامان اعزام كرد و اين نبرد « رادفه » ناميده شد . « 1 » اعراب با بيزانسها در دريا به رقابت پرداختند و « جنادة بن ابى اميّه ازدى » موفّق شد در سال 52 هجرى جزيرهء « رودس » را باخشونت آزاد كند وگروهى از مسلمان ها را درآن اسكان دهد « 2 » و در سال 54 هجرى جزيرهء « ارواد » ( كزيكوس ) را در آب هاى قسطنطنيه گشود ومعاويه مسلمانهارا در آن جاى داد و در مدّت جنگ هفت ساله آنجارا به عنوان پايگاهى براى اداره حملات دريايى خود در قسطنطنيه برگزيد . ناوگانها براى محاصرهء قسطنطنيه « 3 » نيروها را از اين جزيره به خشكى منتقل مىكردند و در سال 55 هجرى جناده به « كِرت » « 4 » لشكركشى كرد و پس از آن زمينه حمله به بيزانسها در پايتخت « 5 » آنان قسطنطنيه ، براى وى مهيّاشد .
ب - فراوانى موادّ اوّليّه ونيروى انسانى ماهر
هنگامى كه معاويه پس از فرمانروايى بر شام به فكر ايجاد ناوگان عربى اسلامى افتاد ، توجّه كامل داشت كه مىتواند اين هدف راعملى سازد ، چوبهايى كه مىبايست از آن تختهها ، پاروها ، وستونهاى كشتيها ساخته شود در مناطق گوناگون سرزمينهاى عربى ، در مصر وشام فراوان بود وكوههاى لبنان وسوريه پُر از درختان تنومند صنوبر ، بلوط وعرعر بود . چنان كه چوب سنط مصرى كه براى ساختن بدنه كشتى وستونهاى آن و چوب انجير ، گز ، لنج ، و دوم ، كه براى ساختن پارو و پايه هاى بادبان كشتىها به كار مىرفت از زمان قديم « 6 » مصر به داشتن چنين چوبهايى معروف بود .