امير مسلمانى كه به فرمان مغولان درنيامده بود - به سختى جنگيد . با آنكه تيمور در 20 تموز ( ژوئيه ) سال 1402 م در آنكارا بر بايزيد پيروز شد ، اما سقوط بايزيد و مرگ او - پس از چند ماه اسارت - عثمانيها را نابود نساخت .
پس از بايزيد ، سلطان محمد و پس از او سلطان مراد بر سر كار آمدند . اين دو امپراتورى عثمانى را استمرار بخشيدند ، به طورى كه در يك فاصلهء كوتاه چند ساله به يكى از قوىترين امپراتوريهاى جهان تبديل گرديد .
1 . وضعيت كلى پيش از نبرد
الف . تركهاى عثمانى
پيشروى تركان در آسياى صغير از نبرد ملازگرد در سال 1071 م آغاز گرديد . سپس حملهء چهارم صليبى انجام شد كه در سال 1204 م امپراتورى بيزانس منقرض و قسطنطنيه دستخوش غارت شد تا به پيشروى تركها در آناطولى كمك كند . با آغاز حملههاى مغول ( تاتار ) مسلمانان ترك از مقابل آنان گريخته و در آناطولى ساكن شدند ؛ و روح جهاد بر ضد بيزانس را به انگيزش درآوردند .
فرماندهان جنگجو ، دولتهاى كوچك و مستقلى را در غرب آسياى صغير برپا كردند .
قرامانها در ليكائونيه و ايساريا و كرنيانيها در كوتاهيه ، حميديها در سيسيه و صاروخان در مگنيسيه مستقر شدند . در ميان اين قبايل ترك ، عثمانيها پرچم جهاد در راه خدا را بر ضد بيزانسيها برافراشتند . سلجوقيها به پشتيبانى از اين تركها برخاستند ، به طورى كه هنگام قتل رهبر خوارزميها در جنگ با مغولان ، سليمان ، رهبر قبايل كايى ، قبيلهاش را براى بازگشت به آسياى ميانه هدايت كرد . اما با رسيدن به رود فرات ، نزديك حلب كشته شد . پس از آن پسر سوم او ، ارطغرل ، بخشى از قبيله را شامل حدود صد خانوار ، بازگرداند و همراه آنان به آسياى صغير رفت تا به خدمت علاءالدين دوم سلجوقى ( سلطان قونيه ) درآيد . علاء الدين باتلاقهاى واقع در محدوده مقابل بيزانسيها ، نزديك « سكود » در دشت « قرهسو » ى فرات غربى و كوههاى تومافيگ و ارمنى طاغ را به اقطاع او داد و گسترش قلمرو خود به حساب همسايگان مسيحى را به او واگذارد .