اباحىگرى و پيامدهاى آن
از آفتهاى فرهنگى - دينى كه در گذشته وجود داشته و اكنون بيشتر مطرح شده و دامن زده مىشود ، اباحىگرى است . اباحىگرى ، چنان كه از نامش پيداست از اباحه و مباح بودن به معناى جايز شمردن و روا دانستن است و در اصطلاح به معناى لاقيدى و مداهنه در دين ، بى بند و بارى ، ناديده انگارى مطلق ، بىتفاوتى نسبت به عقايد و ارزشهاى فرهنگى و دينى ، و واكنش صحيح و بجا نداشتن در برابر تاخت و تاز به حريمِ دين و آرمانهاى مقدس ملى ، فرهنگى و بهويژه دينى ؛ و به بيان روشنتر ، تهى شدن از حميت ، مردانگى و غيرت دينى است . « 1 » بنابراين ، اباحىگرى مساوى با مفهوم منفى « تساهل و تسامح » در فرهنگ دينى و مفهوم نادرست آن در عرف رايج سياسى است ؛ زيرا تساهل و تسامح در معناى اسلامىاش ، عبارت است از آسانگيرى در انجام وظايف دينى و پرهيز از افراطكارى و سختگيرى بى مورد ، رفق و مدارا با ديگران و تحمل آنان و دورى از تعصبهاى بىجا و خشونتهاى ناروا به ويژه در برخورد با مخالفان « 2 » ؛ و نيز در معنا و معادل غربىاش تولرانس ( )