اين يك شعار صرف سياسى نيست بلكه يك واقعيت عينى و اصل لازمالاجرا در تفكر سياسى اسلام است كه هم آيات و روايات بر آن دلالت مىكنند و هم سيرهء عملى پيشوايان معصوم ( ع ) بوده است . به عنوان نمونه ، امام على ( ع ) از پيامبر ( ص ) روايت كرد كه به وى فرمود : يا على ! ولايت امت من بر عهدهء توست ، اگر در كمال عافيت و رضايت به حكومت تو تن دادند ، رشته حكومت را به دست گير ، اما اگر دربارهء تو اتفاق نظر نداشتند و راه اختلاف را پيش گرفتند كار آنان را به خودشان واگذار . « 1 » البته ، مراد اين نيست كه مشروعيت حكومت ائمه و يا ولايت فقيهان شايسته ، مبتنى بر آراى مردم است ( آنگونه كه در نظامهاى مبتنى بر دموكراسى رايج دنيا مطرح است ) ، بلكه مراد اين است كه خداوند مقرر كرده كه حقِ كاملًا الهى و شرعىِ امامت و رهبرى ، بايد با بيعت و پذيرش هوشمندانه و آزادانهء مردم مسلمان تحقق يابد ، و نمىتوان مردم را در صورت عدم انتخاب به دليل ناآگاهى و عدم تشخيص ، با زور و تهديد وادار به پذيرش كرد . گرچه از آن طرف ، مردم نيز به دليل جايگاه الهى امام و فقيه واجد شرايط رهبرى ، به حكم شرع و عقل ، ملزم به بيعت و اطاعت از آنان مىباشند تخطى عمدى از اين تكليف الهى و كنار زدن امام از حكومت ، هم در دنيا پيامدهاى زيانبار و خسارتهاى جبرانناپذير دارد و هم در آخرت . چنان كه ، جنگهايى كه ميان امام على ، امام حسن و امام حسين ( ع ) از يك طرف و خلفاى جور اموى از طرف ديگر به وقوع پيوست از باب دفع فتنه و فسادى بود كه حكّام غاصب و فاسد از سادگى و نادانى مردم به ويژه شاميان در جهت تأمين اهداف شيطانى خود به راه انداخته بودند . راز اين كه در نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران ، همهء اركان مهم حكومتى ، از ولايت فقيه گرفته تا رياست جمهورى و ساير نهادهاى كليدى آن ، با آراى مستقيم و يا غير مستقيم مردم از راه انتخابات سراسرى پا گرفته ، همين نكته است .
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 71
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٧١
هامش
( 1 ) - كشف المحجة ، على بن موسى ( ابن طاووس ) ، ص 180 ، مطبعة الحيدريه ، نجف اشرف .