رفع يك ابهام
در اين جا ممكن است اين سؤال براى برخى سطحىنگران مطرح شود كه عالمان دينى با اين مجاهدتها و مواضع ظلمستيزى كه داشتند و در رفتار و عمل نيز نشان دادند ، چگونه برخى از آنان - آنگونه كه در شرح حالشان نوشتهاند - با سلاطين جور ، مرتبط بوده و به دربار آنان آمد و شد داشتند ؟ پاسخ : در شرح حال گروهى از رجال برجستهء دينى مانند سيد مرتضى ، سيد رضى ، خواجه نصير طوسى ، علّامهء حلّى ، علّامهء مجلسى ، شيخ بهايى و . . . آمده كه اينان با سلاطين زمان مرتبط بودهاند . قبل از اينان مىتوان از برخى شخصيّتهاى برجسته از ياران امامان ( ع ) مانند على بن يقطين ، عبداللّه نجاشى ، ابوالقاسم بن روح ، محمد بن اسماعيل بن بزيع و نوح بن دَرّاج نام برد كه با خلفاى جور آمد و شد داشتهاند . « 1 » بدون شك ، اين بزرگواران ، براى اقدام خود ، حجّت شرعى داشتند و هدف آنان از اين كار ، حفظ و پاسدارى از دين و خدمت به تشيّع و شيعيان بوده است ؛ اينان كه پايهگذاران علوم اسلامى هستند و اين همه ميراثهاى گرانبهاى علمى را در اختيار ما گذاردهاند و اگر اينان نبودند ما هيچ سرمايهء علمى نداشتيم . چگونه ممكن است شخصيّتى چون علّامهء مجلسى كه آن همه روايات پيرامون تحريم كمك به ستمگران را گردآورده است ، خود ، دربارى باشد ؟ پاسخ اين ابهام را از زبان امام خمينى ( ره ) چنين مىشنويم : امّا خوب ، اين تاريخ صد ساله ، صد و چند سالهء اخير ، در دست است . ما يك خرده جلوترش مىرويم ، مىبينيم كه يك طايفه از علما ، اينها گذشت كردهاند از يك مقاماتى و متّصل شدهاند به يك سلاطينى ، با اين كه مىديدند كه مردم ، مخالفند ؛ ليكن براى ترويج ديانت و ترويج تشيّع اسلامى و ترويج حقّ ، اينها متّصل شدهاند به يك سلاطينى و اين سلاطين را وادار كردهاند ، خواهى نخواهى براى ترويج مذهب ، مذهب تشيّع . اينها آخوند دربارى نبودند . اين اشتباهى است كه بعضى نويسندگان ما مىكنند . اينها اغراض سياسى داشتند ، اغراض