دينى داشتند . نبايد يك كسى تا به گوشش خورد كه مثلًا مجلسى ، محقّق ثانى ، نمىدانم شيخ بهايى رضواناللّه عليهم با اينها روابط داشتند و مىرفتند سراغ اينها ، همراهىشان مىكردند ، خيال مىكردند كه اينها مانده بودند براى جاه و عزّت ، احتياج داشتند به اين كه سلطان حسين و شاه عباس به آنها عنايتى بكنند . اين حرفها نبوده در كار . آنها گذشت كردند ، مجاهدهء نفسانى كردند ، براى اين كه اين مذهب را به وسيلهء آنها ، به دست آنها ترويج كنند . در يك محيطى كه اجازه مىگرفتند كه « شش ماه ديگر اجازه بدهيد كه ما حضرت امير را سبّ كنيم . . . ! » اينها در يك همچو محيطى كه سبّ حضرت امير اينطورها بوده و رايج بوده و از مذهب تشيّع هيچ خبرى نبوده و هيچ اسمى نبوده ، اينها رفتهاند مجاهده كردهاند . مردم آن عصر شايد اشكال به آنها داشتند ، از باب نفهمى ، چنانچه حالا هم اگر كسى اشكال كند ، نمىدانند قصّه را . . . زمان ائمّه هم بودند . على بن يقطين از وزرا بود . در زمان ائمّه هم بودند . حضرت امير بيست و چند سال به واسطهء مصالح عاليهء اسلام در نماز اينها رفت ، تبعيّت از اينها كرد ، براى اين كه يك مصلحتى بود كه فوق اين مسائل بود . ساير ائمّه هم گاهى مسالمت مىكردند . مصالح اسلام فوق اين مسائلى است كه ما خيال مىكنيم . « 1 » محمد بن اسماعيل بن بزيع از امام رضا ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : خدا را در درگاه ستمگران ، كسانى است كه برهان و رهنمودهاى خويش را به وسيلهء آنها درخشان و نورانى مىسازد . آرى خداوند متعال چنين كسانى را از چنان تمكّنى برخوردار مىنمايد كه بتوانند در مقام حمايت از اولياءاللّه ، شرّ و ستم ظالمان را از آنان دفع نمايند و امور مسلمانان را به وسيلهء آنان به صلاح مىآورد . اين گونه اشخاص ، پناهگاه مسلمانان در برابر عوامل زيانبار هستند و همهء شيعيان نيازمند به آنان روى مىآورند و مؤمنان در سايه مساعى و مراقبتهاى ايشان ، از بيم و هراس ، ايمن هستند . . . .
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 170
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٧٠
هامش
( 1 ) - صحيفهء نور ، ج 1 ، ص 258 .