ملا صدرا در شبانه روز يك وعده غذا مىخورد و غذايش فرقى با غذاى طلّاب نداشت و در فصل تابستان به صرف مقدارى ميوه اكتفا مىنمود . او با آن كه از بزرگترين علماى عصر خود بود ، با سادگى زيست مىكرد . هر كس كارى با او داشت مىتوانست در هر ساعتى از ساعات روز بدون واسطه او را ببيند و مشكلش را با وى در ميان بگذارد . « 1 » زهد وحيد بهبهانى به اندازهاى بود كه لباسهايش كرباس و تابدار ( قماشى است كه نخش را تاب داده ، بافند ) بود و غالب آنها را همسرش مهيّا مىكرد . در مدّت عمر به جمع زخارف دنيوى توجه نداشت . كنارهگيرى از زراندوزان ، شيوهء او بود و مصاحبت با مستمندان را خوش داشت . « 2 » شيخ انصارى ، آن مرجع كلّ فى الكلّ شيعه آن روزى كه مىميرد با آن روزى كه به صورت يك طلبهء فقير دزفولى وارد نجف شده فرقى نكرده است . وقتى كه خانهء او را نگاه مىكنند ، مىبينند مثل فقيرترين مردم زندگى مىكند . دارايى شيخ هنگام درگذشت او ، معادل 17 تومان پول ايرانى بود كه همان مقدار هم مقروض بود . بازماندگانش قدرت قيام به لوازم معمولى اقامهء عزا نداشتند و يكى از ثروتمندان ، شش شبانه روز به تمام مراسم و لوازم مجلس ختم و ترحيم او قيام كرد . « 3 »
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 166
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٦٦
به خدا سوگند ، اين جامهء پشمين خود را چندان پينه كردم كه از پينه كننده ، شرمسارى بردم .
يكى به من گفت : آن را دور نمىافكنى ؟ ! گفتم از من دور شو ، كه بامدادان ، مردم ، شبروان را مىستايند .
زهد و سادهزيستى پيشوايان معصوم ( ع ) به وارثان و راويان احاديث آنان ، يعنى عالمان دينى به ارث رسيده است . به عنوان نمونه :
ملا صدرا مىگفت : چون بخشى از گناهان ، نتيجهء پرخورى و شكم پرورى است ، بايد در صرف غذا امساك كرد و همواره اين شعر سعدى را مىخواند :
اندرون از طعام خالى دار * تا در آن ، نور معرفت بينى
هامش
( 1 ) - سيماى فرزانگان ، ج 3 ، ص 453 .
( 2 ) - همان ، ص 454 .
( 3 ) - همان ، ص 457 - 458 .