بيانات فراوان ديگرى از رسول خدا بر مرجعيت علمى امام على ( ع ) دلالت دارد از جمله اين حديث :
على باب علم من و تبيين كنندهء وحى براى امتم بعد از من است . « 1 »
2 - تعيين خليفه و جانشين
دغدغهء ديگر پيامبر ، مسألهء حكومت و تداوم صحيح آن بود . پيامبر نمىتوانست نسبت به سرنوشت حكومت نوپاى اسلامى ، بى توجه باشد . آيات قرآن و رهنمودهاى آن جناب ، تكليف جانشينى را به اجمال روشن كرده بود . به حكم عقل و قرآن و رهنمودهاى پيامبر ( ص ) ، زمام حكومت بايستى در دست صالحترين ، عالمترين و تواناترين فرد براى ادارهء حكومت باشد و مصداق آن نيز روشن بود و پيامبر هم بارها او را معرفى كرده بود . همه مىدانستند كه على بن ابى طالب برتر از ديگران است و هيچ كس از لحاظ علم ، عدالت و تدبير با او قابل مقايسه نيست ؛ ولى منافقانى در جامعه بودند كه به نبوت و رسالت ايمان نداشتند و براى رسيدن به مقام و موقعيت ، اظهار ايمان مىنمودند و براى تصاحب حكومت ، طرح و نقشهها داشتند همچنان كه بسيارى نيز از ترس اظهار ايمان مىكردند و كفر و بغض و كينهء خود نسبت به اسلام و پيامبر و ياران ايشان به خصوص امام على ( ع ) را پنهان مىداشتند . آنان در جنگهاى گذشته از على بن ابىطالب ضربههاى بسيار خورده و كينهء او را در درون پنهان كرده بودند و به هيچ وجه حاضر به پذيرش حكومت اهل بيت و امام على ( ع ) بعد از رسول خدا نبودند . بسيارى نيز گرچه مؤمن بودند و كينه نداشتند ، ولى ايمان آنان به حدى نبود كه آنان را به فداكارى و تحمّل سختىها براى تداوم حاكميت حق وادارد و چنانچه در آينده انحرافى پيش مىآمد ، حاضر به تحمل سختىهاى مبارزه نبودند . پيامبر كه از همهء اين مطالب آگاه بود ، مىديد كه اگر قبل از وفات خودش تكليف جانشينى را معين و قطعى نكند ، مخالفان و دشمنان نخواهند گذاشت بعد از وفات او ،
هامش
( 1 ) - حديث الثقلين ، ص 10 .