تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
2 - سامرى و همدستانش كه رهبرى ارتجاع را به دست گرفته و قوم را به گوساله‌پرستى كشانده‌اند . 3 - كثيرى آدم‌هاى بىتفاوت كه هدايت و ضلالت و ارتجاع و انقلاب برايشان يكسان بوده و هيچ عكس‌العملى نشان نداده‌اند . 4 - اكثرى انسان‌هاى غوغايى و پيرو فتنه كه بدون تأمل و تفكر گوساله‌پرست شده و لشكر سامرى گشته‌اند . 5 - و در جنب اينان گوسالهء طلايى سامرى كه به عنوان خدا مورد تقديس واقع شده است . حالا موسى ( ع ) چه كند ؟ اول يقهء كدام را بچسبد ؟ آيا ابتدا به سراغ خداى طلايى برود و آن را خرد كند و نابود سازد يا يقهء سامرى و همدستانش را بگيرد و به زمين بزند و كيفر دهد ؟ يا اكثريت گمراه شده و گوساله‌پرست را مذمت كند و لعن گرداند ؟ يا گروه بىتفاوت را توبيخ كند ؟ ابتدا كدام يك از اقدامات مذكور را انجام دهد ؟ موسى يك انقلابى غيرتمند است و از مشاهدهء گوساله‌پرستى بنى اسرائيل چنان خشمگين مىگردد كه بىاختيار الواح مقدس تورات را به كنارى پرت مىكند و . . . ، اما نمىخواهد محكمهء قيامت را در دنيا برقرار سازد و مجرمان را كيفر و نيكوكاران را پاداش دهد ؛ بلكه مىخواهد طورى عمل كند كه مجرمان متنبّه شوند و توبه كنند و هدايت يابند زيرا او هدايتگر است ؛ از اين رو ابتدا هيچ كدام از اقدام‌هاى پيش گفته را ا نجام نمىدهد بلكه بر خلاف انتظار همه به سراغ هارون مىرود و يقهء او را مىچسبد و محاسنش را مىگيرد و به شدت در حضور قوم توبيخ مىكند . با اين كه مىداند و مىبيند كه هارون نه تقصيرى كرده و نه قصورى داشته است . هارون بر صراط مستقيم توحيد استوار مانده و منحرفان را انذار داده و نهى كرده است و به شدت از آنان بيزار است ولى موسى ( ع ) او را بر كار ناكرده مؤاخذه مىكند تا گناهكاران حساب كار خود را بكشند و آن گاه قوم گمراه را مذمت مىكند و به توبه و جبران خطا فرامىخواند .