متمايل شوند از اين رو خداوند در اولين مرحله شخص پيامبر را مخاطب قرار داده و به شدت تهديد مىكند :
« . . . لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ » ( زمر : 65 )
اگر شرك ورزى ، حتما كردارت تباه و مسلّماً از زيانكاران خواهى شد .
« وَ لَوْلَا أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا إِذاً لَأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيوةِ وَ ضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيراً » ( اسراء : 74 - 75 )
اگر تو را استوار نمىداشتيم ، قطعاً نزديك بود كمى به سوى آنان متمايل شوى . در آن صورت ، حتماً تو را دو برابر [ در ] زندگى و دو برابر [ پس از ] مرگ [ عذاب ] مىچشانديم . آن گاه در برابر ما براى خود ياورى نمىيافتى .
قرآن با بيان برخورد دقيق و حساب شدهء حضرت موسى با حركت ارتجاعى سامرى و گوساله پرستى قوم در زمان غيبتش ، بهترين روش برخورد با ارتجاع را نشان مىدهد .
حضرت موسى ( ع ) براى گرفتن تورات به ميقات فراخوانده مىشود . هنگام رفتن به ميقات ، برادرش - هارون پيامبر - را به جانشينى برمىگزيند و به او و قوم سفارشهاى لازم را مىكند . موعد مراجعت فرا مىرسد ولى خداوند بر مدت ميقات مىافزايد . با رسيدن موعد و مراجعتنكردن موسى ( ع ) ، رهبران ارتجاع دست به كار مىشوند و سامرى از طلاهاى قوم گوسالهاى مىسازد و آن را به عنوان خداى موسى و بنى اسرائيل معرفى مىكند و قوم را به گوسالهپرستى دعوت مىنمايد . در اين غوغاى ارتجاع ، فريادهاى انذار و هشدار هارون گم مىشود و جز قليلى ، اكثر بنى اسرائيل گوسالهپرست مىشوند و كثيرى نيز بىتفاوت به نظاره مىنشينند . موسى ( ع ) از طور برمىگردد و با ارتجاع حاكم و تفرقهء بنى اسرائيل مواجه مىشود كه چند دسته شدهاند :
1 - هارون و قليل ياورانش كه با ارتجاع مخالفت كرده و هشدارهاى لازم را دادهاند ولى فايده نكرده است .
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٤٥