وصف « يُحْيى و يُميتُ » ( زنده مىكند و مىميراند ) معرفى كرد ، نمرود كه ادعاى خدايى داشت ، دستور داد زندانى محكوم به اعدامى را آزاد كنند و بىگناه ديگرى را بكشند و بدين صورت خود را « زنده كننده و ميراننده » معرفى كرد و هيچ كس - جز حضرت ابراهيم ( ع ) - متوجه تفاوت اين دو گونه زنده كردن و ميراندن نشد به همين جهت حضرت ابراهيم از استدلال اول خود دست برداشت و فرمود : خداى من خورشيد را از مشرق مىآورد ، اگر تو خدايى آن را از مغرب بياور . « 1 » روش پيامبران براى مبارزه با ظلم و جهل ، بيدار كردن فطرتها و شكوفا ساختن عقلها است و تداوم نهضت انبيا نيز در همين بيدارى عمومى است . از اين رو بايد به تعميق بينشها همت گماشت . اگر تودهء مردم رشد فكرى پيدا كنند و اهل تجزيه و تحليل باشند ، هيچگاه دشمنان نخواهند توانست باطل را زير لواى حق به خورد آنان بدهند . بايد به فطرت حقطلب و حقشناس تودهء مردم باور داشت و با تكيه بر اين فطرت ، با منطق و استدلال به جنگ ارتجاع رفت و عموم مردم را به سلاح منطق و استدلال و تعقل و تدبر مسلح كرد . پيامبران در جامعههاى جاهلى و در اوج تحميق عامه ، عليه فرهنگ حاكم جاهلى قيام كردند و توانستند عقلهاى مدفون آنان را استخراج و فطرتهاى خفته را بيدار كنند و پايههاى حكومت جهل و شرك را در هم ريزند . ابراهيم ( ع ) براى شوراندن مردم عليه بتپرستى و متنبه ساختن آنان به غلط بودن آن ايده ، بتها را شكست و تبر را بر گردن بت بزرگ نهاد و در محكمه عمومى اعلام كرد : « . . . بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذَا فَسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ فَرَجَعُوا إِلَى أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ » ( انبياء : 63 - 64 ) بلكه آن را اين بت بزرگترشان كرده است . اگر سخن مىگويند از آنها بپرسيد . پس به خود آمده و [ به يكديگر ] گفتند : در حقيقت شما ستمكاريد .
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 141
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٤١
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) ، آيه 258 .