تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
نظام فكرى ، فرهنگى ، سياسى و اجتماعى را ارائه مىدهد و كسانى كه درصدد برگرداندن مردم از اين نظام هستند ، افرادى مرتجع ، كهنه‌گرا و مخالف عقل و زندگى سعادتمندانه و آزادانهء بشرند .

نهضت‌هاى حق طلب و حركت‌هاى ارتجاعى

در جامعه‌هاى جاهلى و در حاكميت كفر ، شرك و ظلم ، عقايد و اخلاق و آداب مشركانه ، نامعقول ، حيوانى و غلط حاكم است و سردمداران آن جوامع با تحميق تودهء مردم و ايجاد باورهاى نامعقول ، آنان را به بردگى مىگيرند و خود به مسند صدارت و آقايى تكيه مىزنند . پيامبران و معلمان پيرو آنان در چنين جوامعى به بيدار كردن وجدان‌هاى خفته و زدودن زنگارهاى جهل و خرافه از آينهء صاف و حق‌نماى فطرت انسان‌ها قد علم مىكنند و تبليغات آنان كم كم اثر مىكند و عقل‌هاى مدفون ، ظاهر و شكوفا مىگردد و حق‌خواهى و حق‌طلبى اوج مىگيرد . در اين برهه ، افراد جامعه را مىتوان به سه دسته تقسيم كرد : 1 - معتقدان به انقلاب و اصلاح : اينان با بينش و آگاهى كامل از جوانب فساد نظام طاغوتى ، پيام رهبرى انقلاب را مىشنوند و با بصيرت كامل اجابت مىكنند و در نتيجه در زمرهء ياوران جان بر كف رهبرى انقلاب و حركت اصلاحى اجتماعى قرار مىگيرند . 2 - سردمداران نظام جاهلى : اين دسته كه رهبرى مقاومت در برابر نهضت اصلاحى و سركوب آن را به دست دارند و نفعشان در وجود و دوام نظام جاهلى است ، با اقدامات قهرآميز و خشن مىكوشند تا هرگونه حركت انقلابى و اصلاحى را در نطفه خفه كنند . 3 - تودهء مردم : اينان كه از ترس قوهء قهريهء نظام جاهلى ، تابع آن نظام شده بودند ، اينك با مشاهدهء قدرت گرفتن نهضت ، احساس آزادى كرده و به سوى نهضت متمايل مىشوند و بر تعداد طرفداران انقلاب مىافزايند . از اين مرحله به بعد ، سردمداران نظام جاهلى متوجه مىشوند كه مخالفت آشكار و قهرآميز در برابر حركت نهضت حق‌طلبان مفيد نيست و كارى از پيش نمىبرد ؛ از اين رو تاكتيك و روش خود را تغيير داده ، به ظاهر طرفدار نهضت مىشوند و مىكوشند در صف