كينه گفت : آرى ، على رغم خواست سيد رضى ، ما حكومت را قبضه كردهايم ! « 1 » سيد رضى در هر موقعيت ممكن دشمنى خود را با خلفاى عباسى اظهار مىكرد . او در يك بيت ، از شعر ديگرش ، چنين گفت : « من در ديار دشمنان لباس ذلّت بپوشم ؟ ! و حال آنكه در مصر خليفه علوى ( شيعه ) حكومت مىكند . وقتى اين سخن به گوش « قادر عباسى » رسيد مجلسى بر پا كرد و از سيد و ديگر علماى شيعه و سنى دعوت كرد تا علت دلتنگى خود را براى وى توضيح دهد اما سيد دعوت وى را رد كرد و درآن مجلس حاضر نشد . « 2 » اين عالم مجاهد گرچه بنا به شرايط نامناسب زمان ، مجبور به مبارزه منفى بود اما با اين حال از فكر براندازى نظام ظلم و ستم غافل نبود و در اين راستا ، با شعرهاى حماسى ياد كربلا و مجاهدتهاى حضرت سيد الشهدا عليه السلام را در دلها ، زنده نگه مىداشت . « 3 » و در انتظار فرصتى مناسب بود تا خلافت را از دست خلفاى جور خارج ساخته و حكومت عدل اسلامى را بر پا سازد . « 4 »
پاسداران اسلام در دوران غيبت كبرى (فارسى) — صفحة 54
مساهمون: رضا رحمتى
ص٥٤
هامش
( 1 ) - دائرة المعارف القرن العشرين ، ص 252 .
( 2 ) - مجموعه ديدار با ابرار ( سيد رضى ) ، ص 38 .
( 3 ) - الغدير ، ج 4 ، ص 215 .
( 4 ) - عُمدةُ الطّالب ، ابن عَنْبَة ، ص 210 ، چاپ نجف .