بهشتند . اين دو امام هستند ، چه قيام كنند و چه قيام نكنند . اين نامه رسان اوست كه به سوى تو آمده و از تو يارى مى طلبد ، اما تو او را بدون پاسخ مى گذارى ؟
حبيب گفت : « از يتيم شدن فرزندان و بيوه شدن تو مى ترسم . » زن جواب داد : « ما نيز به زنان هاشمى و دختران و يتيمان آل رسول اقتدا خواهيم كرد و خداوند ، كفيل و سرپرست ماست و چه نيكو وكيلى است . »
حبيب با مشاهدهء صداقت او در حقش دعا كرد و او را از قصد خود آگاه نمود . همسرش گفت :
از تو تقاضايى دارم ، تو را به خدا قسم ! اگر به خدمت امام حسين عليه السلام شرفياب شدى ، به نيابت از من دست و پايش را ببوس و سلام مرا به حضورش برسان . « 1 »
و - همسر زهير بن قين
زهير به همراه همسرش دلهم « 2 » و افرادى از قبيله اش بعد از اتمام مراسم حج ، به سوى كوفه در حركت بود . قافلهء او و قافلهء ابا عبدالله نزديك به هم حركت مىكردند . او ازاينكه با امام حسين عليه السلام ملاقات نمايد ، كراهت داشت و مىترسيد كه امام از او درخواست يارى نمايد و در محذور بماند . از اين رو هميشه يك منزل جلوتر يا عقبتر از آن حضرت توقف مىكرد . از اتفاق ، در منزلى به ناچار با اباعبدالله عليه السلام همراه
هامش
( 1 ) - نقش زنان مسلمان در جنگ ، ص 73 ، به نقل از معالى السبطين ، ج 1 ، 228 .
( 2 ) - بعضى از نقلها نام اورا ديلم ذكر كرده اند . ( رياحين الشريعه ، ج 3 ، ص 307 . )