پردازى ، شعر ، نثر و خطابه شهرت داشت . اين زن بزرگ در جنگ صفين حاضر شد و با شعرهاى شورانگيزش ، لشكريان را برانگيخت تا بدون ترس و واهمه در گردابهاى جنگ فرو روند . سالها بعد ، در هنگام پيرى و فرتوتى در حالى كه بر دو نفر از خادمان خود تكيه داشت ، بر معاويه وارد شد و به خلافت براو سلام كرد . « 1 » معاويه پس از جواب سلامش ، به او اجازهء نشستن داد . مروان بن حكم و عمروبن عاص نيز در جلسه حاضر بودند . مروان گفت : « آيا اين زن را نمى شناسى ؟ » معاويه گفت : « او كيست ؟ » مروان جواب داد : اين همان زنى است كه در صفين بر ضد ما بود و اين اشعار را سرود : اى زيد بيا و شمشير برنده اى كه در دل خاك پنهان است از خانهء ما خريدارى كن . چيزى كه براى روزهاى سخت ذخيره شده بود و زمانهء امروز ، سالم آن را ظاهر ساخت . سپس عمروبن عاص گفت : اين همان است كه در صفين چنين سرود : آيا گمان مى كنى كه پسر هند خلافت
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 283
مساهمون: احمد حيدرى
ص٢٨٣
هامش
( 1 ) - ممكن است اين سؤال به ذهن خطور كند كه چرا زنانى با اين شجاعت و شهامت بر معاويه واردمى شدند و بر او به عنوان خليفه سلام مى كردند ؟ در جواب بايد گفت : معاويه مطابق صلحنامه اى كه با امام حسن امضا كرد خليفهء مسلمانان شد و همه جز ( امام حسن ) مىبايست با عنوان خليفه او رامخاطب قرار دهند . و اما شيعيان اگر در ظاهر و از روى تقيه اظهار اطاعت نمى كردند از سوى معاويه و نوكرانش مورد حمله و هجوم قرار مى گرفتند و جان و مال و ناموس آنان درامان نبود ؛ بدين جهت ناچار بودند نسبت به خليفه اظهار اطاعت كنند ، بدون اينكه قلبشان به اين كار راضى باشد .