هوازن را پراكنده ساخت و چه بسيار وقايعى از اين دست ، كه در دلهاى بدخواهان دورويى ، كينه و شقاوت نسبت به او كاشت .
من نهايت سعى خود را در سخنم به كار بردم و در نصيحت مبالغه كردم ، اماتوفيق به دست خداوند است . سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما باد .
معاويه گفت :
اى ام الخير ! قصد تو از اين خطبه و تشجيع ، فقط كشتن من بود و اگر من امروز تو را بكشم گناهى نكردهام .
ام الخير گفت :
به خدا قسم بدم نمىآيد از اينكه خداوند قتل مرا به دست تو جارى كند و مرا با بدبخت شدن تو سعادتمندگرداند . « 1 »
ج - عِكْرَشه دختر اطْرُش
اين بانو كه از سخنوران به نام بود ، در جنگ صفين در كنار اصحاب امام على عليه السلام حضور داشت و به تشويق رزمندگان همت مىگماشت .
در زمان خلافت معاويه ، روزى بر او وارد شد و به عنوان خليفه بر او سلام كرد . معاويه گفت :
آيا اكنون اميرمؤمنان شده ام ؟ جواب داد : آرى ، چون امام على عليه السلام ديگر در اين دنيا نيست . معاويه ، صحنهء صفين و سخنان حماسى عكرشه را به ياد آورد و گفت : آيا تو همان نيستى كه كمر را محكم بسته و شمشير راحمايل كرده
هامش
( 1 ) - اعلام النسا ، ج 1 ، ص 389 - 392 .