تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤

حملى در كار نباشد كه ناگاه امام حسن عسكرى از اتاقش باصداى بلند فرمود : عمه عجله مكن كه تولّد او نزديك است ! من به خواندن سوره سجده و يس مشغول شدم كه در اين بين درد زايمان بر نرجس خاتون عارض شد و مولود امام حسن عسكرى عليه السلام پا به عرصهء وجود نهاد . مولود مبارك را به امام داديم . سپس آن حضرت دستور داد كه او را پيش مادرش ببريم تابه مادر سلام كند . وقتى آن حضرت را به مادرش داديم سلام كرد و مادر ، او را در آغوش گرفت . « 1 » حكيمه خاتون گويد : امام حسن عسكرى پس از ولادت امام زمان ( عج ) آن بزرگوار را به « روح القدس » سپرد وخطاب به او كه با ملائكه به صورت پرندگانى ظاهر شده بودند فرمود : اين فرزند را ببر و حفظ كن و هر چهل روز يك بار او را پيش ما بياور . سپس خطاب به فرزند خود فرمود : تو را به آن كسى كه مادر موسى ، فرزندش را به او سپرد مى سپارم . نرجس خاتون از فراق فرزند گريان شد . امام فرمود : آرام باش و بدان كه شير خوردن از غير پستان تو بر او حرام است و به تو باز مى گردد ؛ همچنان كه موسى به مادرش بازگشت . حكيمه خاتون سؤال كرد كه اين پرنده چه بود ؟ فرمود : روح القدس بود . « 2 » يكى از خدّام امام حسن عسكرى گويد : امام عليه السلام براى همسرش حوادثى را كه پس از وفاتش پيش خواهد آمد و مشكلاتى را كه براى

هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 51 ، ص 2 - 3 ، با دخل و تصرف .
( 2 ) - همان ، ص 14 .