آورد كه جهان را پر ازعدل و داد مىكند .
حكيمه خاتون خدمت امام هادى عليه السلام مشرّف شد و تقاضا كرد كه نرجس خاتون را به خانهء امام حسن عسكرى عليه السلام بفرستد .
امام هادى عليه السلام ضمن موافقت ، خطاب به حكيمه خاتون فرمود :
اى بزرگوارصاحب بركت ! خداوند مى خواهد تو را در چنين ثوابى شريك گرداند و بهرهء عظيمى از خير و سعادت بر تو كرامت فرمايد كه تو را واسطهء چنين امرى كرده است . « 1 »
ب - ولادت امام زمان ( عج )
حكيمه خاتون چنين نقل مىكند : روزى خدمت امام حسن عسكرى عليه السلام شرفياب شدم . امام تقاضا كرد كه افطار در خدمت آن حضرت باشم و مژدهء ولادت حضرت حجّت رابه من داد . من قبول كردم و به اتاق نرجس خاتون رفتم . سلام كرده ، نشستم و ضمن احوالپرسى به دو گفتم :
تو بانوى من و بانوى خانوادهء منى . نرجس از گفتهء من تعجّب كرد و گفت : چه مى گويى ؟ گفتم : دخترم ، امشب خداوند فرزندى به تو عطا خواهد كرد كه آقاى دنيا و آخرت است .
بعد از فراغت از نماز و افطار همگى خوابيديم . نيمه شب براى نماز شب برخاستم و نماز شب خواندم . او نيز برخاست و نماز شب به جا آورد .
از اينكه آثار وضع حمل هنوز ظاهر نشده بود ، ترديد كردم كه شايد ، وضع
هامش
( 1 ) - منتهى آلامال ، ج 2 ، ص 481 ، با دخل و تصرف .