تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠

پيامبر تبسّم نمود و او را دعا كرد . « 1 » انس گويد : صفيّه ، زنى عاقل و فاضل بود ، در هنگام ازدواج با پيامبر كمتر از هفده سال داشت . روزى پيامبر بر او وارد شد و او را گريان ديد . علت را پرسيد ؟ عرض كرد : عايشه و حفصه مرا رنج مى دهند ؛ مى گويند : ما از صفيّه بهتريم ، ما دختر عموهاى رسول خداييم . پيامبر فرمود : به آنها بگو : شما چگونه از من بهتريد ، در حالى كه پدر من هارون ، نبى اللّه و عمويم موسى ، كليم اللّه وهمسرم محمد ، رسول اللّه است ؟ كدام يك مورد انكار است ؟ صفيّه ، اين كلام را به آنها گفت . آنها گفتند : اين تعليم پيامبر است . سپس ، آيه نازل شد : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، قومى از شما قوم ديگر را مسخره نكند كه چه بسا آنها بهتر از مسخره كنندگان باشند و زنانى ، زنان ديگر را مسخره نكنند كه چه بسا زنان مسخره شده از مسخره كنندگان بهتر باشند ؛ و از يكديگر عيب جويى نكنيد ؛ و به القاب زشت ، يكديگر را نخوانيد . « 2 » زيد بن اسلم گويد : در زمان كسالت پيامبر صلى الله عليه و آله كه منجر به وفات آن حضرت گرديد ، زنان رسول خدا صلى الله عليه و آله جمع بودند كه صفيّه گفت : به خدا قسم اى پيامبر خدا ! همانا دوست داشتم كه درد شما براى من بود . زنان پيامبر او را به مسخره گرفتند . پيامبر كه طعنه و مسخره آنها را

هامش
( 1 ) - همان ، ص 126 .
( 2 ) - حجرات ، آيهء 11 ؛ بحارالانوار ، ج 22 ، ص 197 .