تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

پدرم ربطى به من ندارد . پس از آن ، پيامبر فرمود : تو در انتخاب آزاد هستى . اگر اسلام رااختيار كنى ، پيش من خواهى بود و اگر بر دين يهود ، باقى ماندى ، شايد تو را آزاد كنم تا به قومت ملحق شوى . » صفيّه گفت : « اى رسول خدا ! دل من به اسلام گرويده و آن هنگام كه به طرف اقامتگاه شما مى آمدم ، قبل از اين كه مرا به اسلام دعوت كنى - شما را تصديق كرده‌ام . من چه حاجت به يهوديّت دارم ؟ در حالى كه در بين آنها نه پدرى دارم و نه برادرى . مرا در انتخاب كفر و اسلام آزاد گذاشتى ، پس آگاه باش كه خدا و رسولش نزد من از آزادى و برگشت ، محبوبترند . « 1 » با اسلام آوردن صفيّه و پناه آوردن او به پيامبر و بريدن از خويشاوندان يهودىاش ، حضرت او را به عقد خود درآورد و به همسرى پذيرفت . بعضى از مسلمانان كه نسبت به سلامتى رسول خدا صلى الله عليه و آله توجّه خاصّى داشتند ، از صفيّه بر آن حضرت ترسيدند ، از اين رو ابوايّوب انصارى ، شب هنگام نزديك چادر پيامبر نگهبانى مى داد ، تا در موقع بروز خطر ، از جان رسول خدا صلى الله عليه و آله حفاظت كند . همين كه صبح شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله از خواب برخاست ، تكبير گفت و مشاهده كرد كه ابوايّوب با شمشير ، جلوى در خيمه ايستاده است . علّت را پرسيد ؟ ابوايّوب گفت : اى رسول خدا ! چون صفيّه زنى تازه مسلمان بود و پدر ، برادر و همسرش در جنگ به وسيلهء سپاه اسلام ، كشته شده بودند ، از او نسبت به شما ايمن نبودم .

هامش
( 1 ) - طبقات ، ابن سعد ، ج 8 ، ص 123 .
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 129 | احمد حيدرى