تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨

پيامبر او را به خود اختصاص داد . آن حضرت آثار كبودى در صورت وى ديد ، از علت آن جويا شد و صفيّه علت را توضيح داد . جريان از اين قرار بود كه او قبل از ازدواج با رسول خدا صلى الله عليه و آله در خواب ديده بود كه ماه ، در دامن او واقع شده است . خواب خود را براى پدرش تعريف كرد ، پدرش عصبانى شده وسيلى محكمى به صورت او نواخت ، به طورى كه اثر آن سيلى بر صورتش ماند و گفت : تو گردن مى كشى تا نزد پادشاه عرب باشى . ( انتظار او را مى كشى ) اثر سيلى بر چهرهء او بود تا زمانى كه به خدمت پيامبر رسيد . « 1 » پس از فتح قلعه و اسارت صفيّه ، بلال مأمور شد كه صفيّه و يك دختر يهودى ديگر را به اردوى مسلمانان ببرد . بلال ، آنها را از كنار كشتگان يهود گذراند . آن دخترى كه همراه صفيه بود ، فرياد كنان ، به صورت خود مىزد و خاك بر سر مىريخت . پيامبر فرمود : اين شيطانك را دور كنيد و فرمود ، تا صفيّه را پشت سر او جاى دادند ورداى خود را به او پوشاند ، و بلال را توبيخ كرد كه آيا رحم و شفقت از وجود تو كنده شده بود كه اينها را بر كشته هايشان عبور دادى ؟ « 2 » پس از پيروزى و فتح خيبر ، پيامبر بر صفيّه ، وارد شد و به او فرمود : پدرت تا زنده بود ، يكى از دشمن ترين افراد نسبت به من بود ، تا اين كه خدا او را كشت . صفيّه ، عرض كرد : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، خداوند در كتابش مى فرمايد : هيچ كس گناه ديگرى را بدوش نمى كشد . « 3 » كنايه از اين كه گناه

هامش
( 1 ) - درالمنثور فى طبقات ربات الخدور ، زينب فواز العاملى ، ص 263 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - فاطر ، آيهء 18 .