« سيّد » ، « تقىّ » ، « طيّب » ، « ولىّ » ، « قائم » ، « حجّت » « 1 » و . . . . بعضى از اين القاب در بيان رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است . بهعنوان نمونه به دو روايت اشاره مىكنيم . 1 - « حَسَنٌ سِبْطٌ مِنَ الْاسْباطِ . » « 2 » حسن ( در خير و بركت ) امّتى از امّتهاست . 2 - « انَّ ابْنى هذا سَيِّدٌ . » « 3 » همانا اين پسرم سيّد و سرور است . ابن اثير پس از نقل اين روايت مىافزايد : چه شرفى بالاتر از شرف كسى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله او را « سيّد » بنامد . « 4 » از اين رو محمد بن طلحه شافعى اين لقب را برترين و شايستهترين لقب براى آن حضرت دانسته است . « 5 » در محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله حدود هفت سال از زندگى امام مجتبى عليه السلام در محضر پيامبر عزيز اسلام گذشت . اين مدت هرچند كوتاه بود ، امّا در همين مدّت كوتاه ، وجودش آنچنان به خُلق و خوى محمّدى متخلّق شد كه جدّ بزرگوارش در وصف او فرمود : « اشْبَهْتَ خَلْقى وَ خُلُقى . » « 6 » تو در خلقت و اندام و نيز اخلاق ، شبيه من هستى . سبط اكبر رسول خدا صلى الله عليه و آله در « بيت وحى » بهوجود آمد و در دامان پيامبر صلى الله عليه و آله پرورش يافت و جانش از حكمت و معرفت و خُلق نبوى سيراب گشت و هر روز و هر لحظهاى كه بر عمرش مىگذشت ، پرچمهاى اخلاق محمّدى بر بام جانش به اهتزاز درمىآمد ؛ چندان كه وجودش آيينهء وجود رسول اللّه صلى الله عليه و آله گشت .
تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 72
مساهمون: على رفيعى
ص٧٢
هامش
( 1 ) - كشف الغمه ، ج 1 ، ص 518 - 519 ؛ بحارالانوار ، ج 43 ، ص 255 .
( 2 ) - اسد الغابه ، ج 2 ، ص 13 .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - همان .
( 5 ) - كشف الغمّه ، ج 1 ، ص 518 .
( 6 ) - اعيان الشيعه ، ج 1 ، ص 563 ؛ بحارالانوار ، ج 43 ، ص 294 .