باشند به زبانهاى مختلف صحبت مىكردند ، از نيّت افراد خبر مىدادند ، زمان مرگ ديگران و حتّى خود را مىدانستند و « 1 » . . . . اين كرامتها در راستاى رسالت الهى آنان و با عنايت خاص پيشواى بزرگوارشان در دست ايشان ظاهر مىشد و از نظر عقلى و نقلى هيچ مانعى ندارد .
ب - غيبت كبرى
غيبت كبرى با درگذشت چهارمين نايب خاص حضرت مهدى ( عج ) آغاز شد . از سَمَرى در آخرين روزهاى عمرش خواستند تا جانشين خود را تعيين كند . وى گفت : « خداوند مشيّتى دارد كه انجام خواهد داد » آن گاه آخرين نامهاى را كه از ناحيه مقدس حضرت در اين زمينه رسيده بود براى حاضران خواند . امام در اين نامه ضمن اعلام قريبالوقوع بودن خبر مرگ سمرى از وى خواسته بود كسى را به جانشينى خويش برنگزيند ؛ زيرا زمان غيبت كامل فرا رسيده است ، « 2 » و بدين ترتيب غيبت كبرى آغاز شد و از آن تاريخ - نيمه شعبان ، سال 329 - تا زمانى كه موانع ظهور آن حضرت بر طرف نشود ادامه دارد . نايبان حضرت مهدى ( عج ) در غيبت كبرى امام در دوران غيبت كبرى نيز نمايندگانى در ميان امّت دارد . تفاوتى كه از اين جهت بين دو دوران وجود دارد در خاص و عام بودن نمايندگان و چگونگى ارتباط آنان با حضرت است . امام در دوران غيبت كبرى فرد خاصى را به عنوان نايب خود تعيين نكرد ؛ بلكه معيارهايى ارائه داد و از امّت خواست در مشكلات دينى و مسائل جارى خود به افراد واجد آن ملاكها و شرايط رجوع كنند . حضرت ضمن پاسخ به سؤالات اسحاق بن يعقوب توسط دومين سفير خود ، درباره حوادث و مسائل جارى فرمود :