تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣

1 - پس از فراغت از دفن پيامبر صلى الله عليه و آله و گزارش اخبار سقيفه به امام عليه السلام پرسيد : انصار چه گفتند ؟ گفته شد : انصار گفتند : از ميان ما زمامدارى برگزيده شود و از ميان شما هم زمامدار ديگرى . امام فرمود : چرا در برابر آنان به اين استدلال نكرديد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره انصار سفارش كرد كه : « با نيكانشان به نيكى رفتار كنيد و از بدكاران آنان درگذريد » . گفتند : اين توصيه چگونه انصار را محكوم مىسازد ؟ امام عليه السلام فرمود : اگر زمامدارى و پيشوايى حق آنان بود ، سفارش آنان ( به مهاجران ) معنى نداشت . سپس پرسيد : پس قريش چه گفتند : گفته شد : قريش استدلال كردند كه آنان از درخت رسولند . امام عليه السلام فرمود : به درخت استدلال كردند ( و خلافت را بردند ) ولى ميوه‌اش را ( كه خاندان رسول هستند ) تباه كردند . « 1 » امير مؤمنان عليه السلام در اين بيان كوتاه امّا مستدلّ و استوار ضمن سلب صلاحيّت انصار و مهاجران براى احراز مقام پيشوايى امت ، شايستگى خويش را براى جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله به‌عنوان ميوه درخت رسالت اثبات كرد . 2 - امير مؤمنان عليه السلام پس از فراغت از دفن پيامبر صلى الله عليه و آله همراه تعدادى از بنىهاشم و ديگران در مسجد نشسته بودند . برخى از ياران ابو بكر به حضور آنان رسيده و از ايشان خواستند همچون ديگران با ابوبكر بيعت كنند و گرنه درباره آنان با شمشير حكم

هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، صبحى صالح ، خطبه 67 . سيد رضى پس از نقل اين سخن امير مؤمنان عليه السلام : وا عَجَباهُ ! اتَكونُ الخِلافَةُ بِالصَّحابَةِ وَالْقَرابَة - آيا خلافت با همصحبتى و خويشاوندى به دست مىآيد ؟ - مىنويسد : شعرى از امام عليه السلام در اين باره نقل شده است :فَانْ كُنْتَ بِالشُّورى مَلَكْتَ امُورَهُمْ * فَكَيْفَ بِهذا وَالْمُشيرُونَ غُيَّبٌ وَ انْ كُنْتَ بِالْقُرْبى جَجَجْتَ خَصيمَهُمْ * فَغَيْرُكَ اوْلى بِالنَّبِىِّ وَ اقْرُبُاگر به‌وسيله شورا زمام امور امت را به‌دست گرفته‌اى ( بايد بگويم : ) اين چه شورايى بود كه رأى دهندگان ( و صاحبنظران اصلى ) در آنجا نبودند ؟ ! و اگر از راه خويشاوندى با پيامبر صلى الله عليه و آله با آنان احتجاج كردى ، ديگران از تو به پيامبر صلى الله عليه و آله نزديكتر و ( در نهايت براى احراز مقام خلافت ) سزاوارتر بودند ! ( همان ، ص 502 ) .