تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢

اسلام پس از آن حضرت از اساسىترين و مهم‌ترين مسائل سياسى جامعهء اسلامى بود كه هر نوع تصميم‌گيرى در اين خصوص ، حضور همهء مسلمانان را مىطلبيد ؛ در صورتى كه ماجراى سقيفه با پنج رأى از انصار و مهاجران به نفع ابوبكر شكل گرفت « 1 » و عموم مسلمانان حتى بستگان و خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله ، به‌ويژه پسر عموى آن گرامى و نزديك‌ترين افراد به او ، يعنى على بن ابىطالب عليه السلام - همان‌كه براى رسول خدا صلى الله عليه و آله به منزلهء هارون نسبت به حضرت موسى بود - از اجتماع ياد شده اطلاعى نداشتند ، و اين آغاز مظلوميت اين پيشگامان در اسلام و محروميّت آنان از حقّ مسلم خويش بود .

عكس‌العمل امير مؤمنان عليه السلام در برابر جريان سقيفه

آنچه در سقيفه رخ داد حركتى بر خلاف اسلام و سنّت و سيره رسول خدا صلى الله عليه و آله و خواست امّت اسلامى بود ؛ از اين رو طبيعى بود كه با واكنش خواص طرفدار حق و اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و در رأس آنان حضرت امير عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام مواجه شود . خوددارى بسيارى از خواص و چهره‌هاى سرشناس همچون عباس بن عبدالمطّلب ، زبير بن عَوّام ، سلمان فارسى ، عمّار ياسر ، براء بن عازب ، سعد بن ابىوقّاص ، عتبة بن ابىلهب ، ابوذر غفارى ، مقداد بن اسود ، ابىّ بن كعب و طلحة بن عبيداللّه از بيعت منتخب سقيفه و تحصّن در منزل دختر پيامبر صلى الله عليه و آله ، « 2 » و رفتن حضرت زهرا عليها السلام به در خانهء مهاجران و انصار و استمداد از آنان براى حمايت از جانشين واقعى رسول خدا صلى الله عليه و آله در برابر جريان سقيفه « 3 » ، نمونه‌هاى روشن واكنش‌هاى مردمى در مقابل اين بدعت آشكار است . امير مؤمنان عليه السلام كه به هنگام اجتماع سقيفه به تجهيز و كفن و دفن پيامبر صلى الله عليه و آله مشغول بود . پس از فراغت از اين امر مهمّ و لازم ، در مقاطع مختلف ، مخالفت خود را با حركت سقيفه ابراز داشت كه در ذيل به سه مورد آن اشاره مىكنيم .

هامش
( 1 ) - اين پنج رأى عبارت بود از سه رأى مهاجران يعنى ابوبكر ، عمر و ابوعبيده و دو رأى انصار يعنى بشير بن سعد واسَيْد بن حُضَيْر و جز انيان بقيّه حاضران ، دنباله‌رو بودند بگونه‌اى كه خود هيچ‌گونه استقلالى در رأى نداشتند و رييس قبيله به هر كس رأى مىداد آنان نيز بدون تأمل و تفكر از وى پيروى مىكردند و به او رأى مىدادند .
( 2 ) - ر . ك : معالم المدرستين ، ج 1 ، ص 164 .
( 3 ) - همان ، ص 19 .