درس بيست و نهم : امام هادى ( ع ) در سامرّا
امام هادى عليه السلام با آن كه از محبوبيّت مردمى برخوردار بود ، مخالفت علنى با خواست متوكل را مصلحت نديده همان سياست مبارزه منفى پدر و جدّ بزرگوارش را دنبال كرد . مخالفت آن حضرت با درخواست متوكل - با توجه به مضمون نامهاى كه پيش از اين براى او نوشته بود - به معناى تأييد اتهامى بود كه والى مدينه به وى نسبت داده بود . علاوه بر اين ، شرايط مخالفت و موضعگيرى حادّ عليه حكومت از جمله در اختيار داشتن نيروى انسانى مؤمن و وفادار به آرمانهاى امامت - در حدى كه براى رويارويى با جنايتكارى مثل متوكل و اداره حكومت پس از آن بتوان به آن اعتماد كرد - براى پيشواى دهم فراهم نبود و چنانچه با شرايط موجود عليه طاغوت زمان قيام مىكرد ، نه تنها به اهداف مورد نظر نمىرسيد كه چه بسا خود و يارانش از بين مىرفتند ، يا حدّاقل ، جبهه حق به رهبرى آن گرامى ناتوان شده از هم فرومىپاشيد . با اين حال ، امام عليه السلام ناخشنودى خود را از سفر به سامرّا و اجبارى بودن آن را به بعضى افراد گوشزد كرد . « 1 » امام هادى عليه السلام سه روز پساز دريافت نامه متوكل در سال 234 هجرى ، همراه فرزند خردسالش امام حسن عليه السلام و ديگر اعضاى خانواده مدينه را به مقصد سامرّا ترك كرد . پيشواى دهم هنگام ورود به سامرّا به دستور متوكّل در كاروانسراى نامناسبى كه به « خان الصّعاليك » معروف بود فرود آمد و پس از يك روز به منزلى كه در محلّه « عسكر » براى آن حضرت در نظر گرفته شده بود ، منتقل شد . به همين جهت به آن گرامى « عسكرى » مىگفتند .