تركان واگذار كرد . آنان - كه تعدادشان در پايتخت به پنجاه هزار تن مىرسيد - در پرتو قدرت و آزادى كه داشتند مردم را آزار داده زنان و كودكان را زير سم اسبهاى خود پايمال مىكردند و چون شكايت و اعتراض مردم بر ضد آنان زياد شد معتصم با بناى شهر سامرّا آنان را بدين شهر منتقل كرد . سياست معتصم در برابر مخالفان ، سياست زور ، خشونت و سركوبى بود . او در مسائل فكرى كوركورانه از مأمون پيروى مىكرد . كسانى را كه به مخلوق بودن قرآن معتقد نبودند به قتل مىرسانيد . « 1 » احمد بن حنبل را به جرم سكوت در برابر اين مسأله تازيانه زد سپس به زندان افكند . « 2 »
معتصم و امام جواد عليه السلام
معتصم پس از استقرار در مسند خلافت متوجه امام جواد عليه السلام شد . طى فرمانى به والى مدينه از او خواست تا هر چه زودتر امام را به بغداد بفرستد . امام در محرّم سال 220 هجرى به بغداد اعزام شد . « 3 » معتصم در ظاهر امام را اكرام كرد و هدايايى براى وى فرستاد « 4 » ولى درنهان همچنان كينه حضرت را به دل داشت و درانتظار فرصتى بود تا همان نقشهاى را درباره او پياده كند كه برادرش نسبت به امام رضا عليه السلام پياده كرد . مسعودى مىنويسد : از آن زمان كه ابوجعفر ( به دستور معتصم ) به عراق بازگشت ، معتصم و جعفر بن مأمون پيوسته درصدد توطئه و طرح نقشه قتل او بودند . « 5 » اتخاذ اين موضع انتقامجويانه گواه آن است كه دستگاه از نفوذ سياسى و موقعيّت اجتماعى پيشواى نهم در ميان اقشار جامعه ، سخت بيمناك بوده و وجود آن حضرت را خطرى جدّى براى حكومت ستمگرانه خود بشمار مىآورده است . اين نفوذ در حدّ مردم عادى محدود نمىشد بلكه دل برخى دولتمردان را نيز تسخير