سرّى و دور از چشم عموم انجام مىگرفت ، از اين رو براى اثبات آن نبايد در انتظار دلائل و شواهد روشن بود . وجود مفضّل بن عمر بهعنوان « باب » امام ، تقسيم ياران آن حضرت به افراد عادى ، موثق و خواص از سوى محدثان ، « 1 » سعايت محمد بن اسماعيل نزد هارون كه همزمان دو خليفه بر روى زمين ، يكى در حجاز و ديگرى در عراق فعّاليّت دارند و براى آنان خراج جمع مىشود ، « 2 » داستان گرفتارى محمد بن ابى عمير به دست هارون و درخواست افشاى اسامى شيعيان توسط وى « 3 » ، توصيه امام به بعضى ياران خود مبنى بر لزوم كتمان و هشدار به اينكه افشاى اين امر همان و كشته شدن همان ، « 4 » اظهار نظر هادى عباسى پس از قيام شهيد فخّ بر اين حقيقت كه : به خدا قسم حسين به دستور موسى بن جعفر قيام كرده و تحت تأثير او قرار گرفته است « 5 » و وجود عناصر نفوذى در تشكيلات خلافت عباسى از قبيل : على بن يقطين ، يعقوب بن داوود ، محمد بن اسماعيل بن بزيع و فضل بن سليمان « 6 » و دهها شاهد ديگر ، همه از وجود تشكيلات سياسى منسجم و سازمان يافتهاى تحت رهبرى الهى امام كاظم عليه السلام خبر مىدهد .
3 - نظارت بر عملكرد شيعيان
امام كاظم عليه السلام با دقت ، عملكرد ياران خود را زير نظر داشت و اشتباهات و لغزشهاى سياسى ، فكرى و اخلاقى آنان را تذكر مىداد . تذكر به صفوان بن مهران كه شتران خود را براى حمل و نقل در سفر حج به هارون كرايه داده بود ، « 7 » و زياد بن