درس بيست و دوّم : اقدامات و موضعگيرىهاى سياسى امام كاظم عليه السلام
امام كاظم عليه السلام در كنار تلاشهاى علمى و فرهنگى ، در صحنه سياسى نيز حضورى فعّال داشت و به رغم آنكه با حاكمانى مقتدر و ستمگر معاصر بود ، در ستيز با آنان و تقويت جبهه امامت در برابر جبهه خلافت ، يك لحظه درنگ نكرد . مهمترين محورهاى فعّاليت پيشواى هفتم در اين عرصه عبارت است از :
1 - پاسدارى از ميراث امامت
دعوت به امامت و پاسدارى از ميراث گرانبهاى آن ، همواره در سرلوحه دعوت امامان عليهم السلام قرار داشت ؛ زيرا دشمنان بويژه حكمرانان اموى و عباسى معاصر آنان با تمام توان سعى در حذف و نابودى آن داشتند . پيدايش فرقههاى جديد فكرى همچون : اسماعيليّه ، فطحيّه ، ناووسيّه و مباركيّه « 1 » در آغاز دوران امامت موسى بن جعفر عليه السلام و ادعاى امامت برخى از سران آنها ، مسأله امامت امام كاظم عليه السلام را با مشكلات بيشتر و خطرات جدّىترى مواجه و رسالت آن حضرت را در پاسدارى از اين ميراث الهى سنگينتر كرد . تلاشهاى موسى بن جعفر عليه السلام در اين مرحله دو بعد داشت . الف - نفى امامت ديگران : امام عليه السلام در اين مرحله از يك سو صلاحيّت زمامداران
هامش
( 1 ) - فطحيّه بر اين باور بودند كه پس از امام صادق عليه السلام امامت به فرزندش عبدالله بن جعفر معروف به عبداللّه افطحرسيده است . ناووسيّه معتقد بودند امام صادق عليه السلام نمرده و نخواهد مرد تا زمانى كه ظهور كند و امر امامت را برعهده گيرد . آنان معتقد بودند آن حضرت مهدى موعود است . مباركيّه پس از شهادت امام صادق عليه السلام به امامت محمد بن اسماعيل معتقد شدند و گفتند : اسماعيل در حيات پدرش عهدهدار امامت بود ولى با درگذشت وى ، پدرش امر امامت را برعهده فرزند اسماعيل « محمد » گذاشت ( ر . ك : فرق الشيعه ، نوبختى ، صص 66 - 78 ) .