نسبت به مردم مسلمان بويژه شيعيان براى هيچ مسلمان با وجدانى قابل تحمّل نبود چه رسد به پيشوا و چهره مبارز و غيرتمندى همچون حسين بن على عليه السلام كه تغذيه شده پستان رسالت و پرورش يافتهء دامن ولايت است . ليكن نكتهء مهمّ چگونگى برخورد با اين سياست است كه تأمين كنندهء مصالح اسلام و مسلمانان باشد . نقطه تمايز ميان امام حسين عليه السلام و ديگران ، حتى شيعيان انقلابى همينجاست . آنان كه از جنايات معاويه بهستوه آمده و هر روز شاهد پيمان شكنىهاى وى نسبت به مواد صلحنامه بودند ، از امام حسين عليه السلام انتظار داشتند بهعنوان پيشواى مسلمانان در برابر جنايات معاويه قيام كند . بهعنوان نمونه :
پس از شهادت امام مجتبى عليه السلام بزرگان كوفه جلسهاى تشكيل داده و تصميم گرفتند نامهاى براى امام حسين عليه السلام بنويسند و از آن حضرت براى آمدن به كوفه و به دست گرفتن رهبرى قيام عليه معاويه دعوت كنند . در نامهء آنان آمده است :
شيعيان كوفه مطيع و گوش به فرمان شما هستند و به غير شما تمايل ندارند . آنان به نظر برادرت حسن عليه السلام در جلوگيرى از جنگ واقفند و نيز شما را به عطوفت و مهربانى نسبت به دوستان و غلظت و خشونت نسبت به دشمنان و پايبندى شديد در امر خدا مىشناسند . چنانچه دوست داشته باشى زمام حكومت را در دست گيرى به سوى ما بيا كه ما خود را براى مرگ در ركاب تو آماده كردهايم .
امّا امام حسين عليه السلام فراتر و عميقتر از آنان مىانديشيد . آنچه در انديشه و برنامهء اين پيشواى دورانديش بود ، مصالح اسلام و انجام تكليف الهى در حفظ اين مصالح بود ؛ چيزى كه از پيش ، پدر و برادرش به آن مىانديشيدند و همين مسأله وى را بر آن داشت تا ده سال حكومت معاويه را به اجبار تحمل كند و به خواستهء شيعيان افراطى پاسخ منفى دهد . و اين نكتهء مهمى در زندگى سياسى امام حسين عليه السلام است كه كمتر مورد توجه تحليلگران قرار گرفته است . شايد دليل عمدهاش اين باشد كه تحليلگران ، امام حسين عليه السلام را بيشتر از زاويه روحيّه پرخاشگرى و انقلابىاش در كربلا مىشناسند ؛ همان برداشت نادرستى كه شيعيان كوفه داشتند . از اين رو امام حسين عليه السلام براى رفع اشتباه آنان و تأييد موضع انقلابى برادرش در پاسخ ايشان نوشت :
اما برادرم ، اميدوارم كه خداوند او را موفق داشته و در موضعى كه اتخاذ نموده
تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 106
مساهمون: على رفيعى
ص١٠٦